تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
در مورد استعمال لفظ « زيد » در كلّى « انسان » مغايرت تحقّق دارد . سپس مرحوم آخوند ، از كلام خود نتيجه‌گيرى كرده و تحت عنوان « بالجملة » مىفرمايد : براى هركدام از اين اطلاقات - چه نوع و چه صنف - ما مىتوانيم دو صورت تصوير كنيم ، يعنى نمىتوان به‌طور كلّى گفت : استعمال ، تحقّق دارد ، يا گفت : استعمال ، تحقّق ندارد . بلكه به دو صورت مىتوانيم فرض كنيم كه در يك صورت آن ، استعمال تحقّق دارد و در صورت ديگر ، تحقّق ندارد . مىفرمايد : اگر نحوهء اطلاق لفظ و ارادهء نوع مثل نحوهء اطلاق لفظ و ارادهء فرد ديگرى مثل آن باشد ، اشكالى در تحقّق استعمال نيست ، زيرا ما در مورد اطلاق لفظ و ارادهء فرد ديگرى مثل آن گفتيم مستعمَل داراى يك خصوصيت و مستعمَل فيه داراى خصوصيت ديگر است . مستعمَل ، لفظِ صادر از يك متكلّم و مستعمَل فيه ، لفظِ صادر از متكلّم ديگر است يعنى شما « زيدِ خودتان » را در « زيدِ متكلّم ديگر » استعمال كرده‌ايد . در اطلاق لفظ و ارادهء نوع نيز اگر متكلّم ، از « زيد » ى كه از دهان او صادر شده و داراى اين خصوصيت است ، نوع « زيد » را اراده كرده باشد ، در اينجا ، عنوان استعمال تحقّق دارد ، زيرا مستعمَل و مستعمَل فيه متعدّد است . مستعمَل ، خصوص « زيد » صادر از متكلّم و مستعمَل فيه ، نوع « زيد » هايى است كه تلفظ مىشوند . خواه به‌صورت فاعل باشد يا مفعول يا مبتدا و غير اين‌ها . ولى اگر با « زيدٌ لفظٌ » به صورت ديگرى برخورد كنيم و بگوييم : « زيد » ى كه از دهان متكلّم بيرون مىآيد ، اگرچه به جهت صدور از شخص خاص و در زمان خاص ، داراى خصوصيّت و فرديّت است و متكلّم نيز به اين خصوصيات توجّه دارد ولى وقتى مىخواهد اين « زيد » را موضوع براى « لفظٌ » قرار دهد ، خصوصيات آن را كنار مىزند و آن را با قطع‌نظر از خصوصيات ، موضوع براى « لفظٌ » قرار مىدهد . در اين صورت استعمالى تحقّق پيدا نكرده است ، زيرا در اينجا وقتى خصوصيات « زيد » را كنار مىزند گويا طبيعى و كلّى « زيد » را موضوع قرار مىدهد . مرحوم آخوند سپس اضافه مىكند : اگرچه ما اطلاق لفظ و ارادهء نوع يا صنف را به
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 447 | الشيخ فاضل اللنكراني