تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
اگرچه از دهان شما بيرون آمده ولى مراد شما و مستعمل فيه شما عبارت از آن « زيد » ى است كه متكلّم اوّل به آن تكلّم كرده است . بنابراين ، شما لفظ زيد را اطلاق كرده و فرد ديگرى را اراده كرده‌ايد و در اينجا استعمال تحقّق دارد ولى فرق آن با ساير موارد اين است كه مستعمل فيه در ساير موارد ، غالباً معناى موضوع له است ولى در اينجا كارى به موضوع له و غير موضوع له نداريم و كارى به حقيقى يا مجازى بودن استعمال نداريم بلكه اصل استعمال را مىخواهيم درست كنيم هرچند به نحوى كه در استعمالات مجازيه درست مىكرديم ، مىبينيم در اينجا از نظر تحقّق استعمال ، كمبودى نداريم ، « طلب عمل اللفظ في شيء آخر » تحقّق دارد ، هرچند اين شيء آخر - مثل مثال مورد بحث ما - از مقولهء لفظ باشد .

كلام مرحوم بروجردى در ارتباط با قسم سوّم

مرحوم بروجردى فرموده است : مىتوان گفت : در اين قسم هم - مانند قسم چهارم - استعمال تحقّق ندارد ، زيرا لفظ زيد كه از دهان شما خارج مىشود و به اعتبار تلفظ شما ، خصوصيت پيدا مىكند ، واقعيّتش اين است كه داراى اين خصوصيت است و « زيد » صادر از شما با « زيد » صادر از ديگرى دو شخصِ لفظ و دو فرد براى لفظ است . ولى وقتى مخاطب ، اين زيد را از شما مىشنود ، حيثيت صدورش از شما را ، ناديده مىگيرد . يعنى وقتى كلمهء « زيد » را از دهان شما شنيد ، مثل اين است كه طبيعىِ لفظِ « زيد » را شنيده است و جنبهء صدور زيد از شما - كه به اين لفظ تشخّص داده - ناديده گرفته شده و مستمع ، توجّهى به آن ندارد . در نتيجه ، در اينجا ، شخص مطرح نيست چون شخصيت ، به حيث اضافهء صدورش از شماست و وقتى مخاطب ، اين حيث را ناديده گرفت گويا در اينجا فقط طبيعى لفظ مطرح است و خصوصيتى در كار نيست . و طبيعى لفظ ، بر زيدى كه از متكلّم صادر شده ، انطباق پيدا مىكند . و به عبارت دقيق‌تر : « زيد » ى كه از متكلّم صادر شده نيز - مثل زيد صادر از شما - خصوصيتى ندارد و هر دو ، طبيعىِ « زيد » مىباشند . نه « زيد » صادر از شما - به عنوان صدور از شما - خصوصيتى