تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

حال اگر ما به‌جاى « زيدٌ لفظٌ » بگوييم : « ديزٌ لفظٌ » ، اين اطلاق ، صحيح است . از اينجا كشف مىشود كه ترخيص واضع ، نمىتواند نقشى در صحّت اطلاق داشته باشد ، زيرا اگر واضع هم ترخيص داشته باشد ، در محدودهء كار خودش - يعنى در محدودهء الفاظ موضوعه ، هرچند در معانى مجازيه - ترخيص دارد ولى الفاظى كه از دايرهء وضع بيرون است ، واضع نمىتواند نسبت به آنها ترخيص داشته باشد . به‌همين‌جهت ، كسانى كه در باب مجازات ، ترخيص واضع را شرط مىدانند در اينجا دچار اشكال مىشوند كه در « ديزٌ لفظٌ » چه ترخيصى از ناحيهء واضع صورت گرفته است ؟ « 1 » بررسى كلام مرحوم آخوند ما اگرچه مبناى مرحوم آخوند را نپذيرفتيم و قبول نكرديم كه « صحّت استعمال به معناى حُسن استعمال باشد » و اين مسئله براى ما قدرى مجمل و نامعيّن بود ، ولى در اينجا ، قائل به صحّت اين گونه استعمالات هستيم و راهى كه ما براى اثبات صحّت اين نوع اطلاقات داريم دو راه است : راه اوّل : اين‌گونه استعمالات ، فراوان است و ما نمىتوانيم حكم به نادرست بودن آنها بنماييم . راه دوّم : مواردى مطرح است كه راهى غير از اين‌گونه اطلاقات وجود ندارد ، مثلًا اگر استاد از شاگرد بخواهد جملهء « جاء زيدٌ من السفر » را تركيب كند ، آيا وقتى به كلمهء « زيد » رسيد بايد معناى آن را اراده كند ؟ معناى « زيد » ، هيكل خارجى است و تركيب جمله ، ربطى به آن ندارد . بلكه اين سؤال ، مربوط به لفظ است . شاگرد راهى ندارد جز اينكه بگويد : جاء : فعل ، زيد : فاعل ، من السفر : جارّ و مجرور . و اگر بخواهد به معنا ارتباط پيدا كند ، نمىتواند جواب بدهد . اگر استاد از شاگرد بخواهد كه براى لفظ ، مثالى ذكر كند ، و شاگرد بگويد : « زيدٌ

هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 19 و 20