تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
مطرح بود ندارد ، زيرا تمام مبناهايى كه در آنجا مطرح بود مربوط به جايى بود كه ما معناى ديگرى غير از معناى موضوع له داشتيم ولى مشهور مىگفتند : « لفظ - مثل اسد - به‌طور مستقيم در معناى دوّم - يعنى رجل شجاع - استعمال شده و اين استعمال ، استعمال در غير ماوضع‌له است » . و سكّاكى مىگفت : « در مورد استعاره ، لفظ - مثل اسد - در همان معناى اوّل - يعنى حيوان مفترس - استعمال شده است و ادّعا كرده‌ايم كه معناى دوّم - يعنى رجل شجاع - از مصاديق معناى اوّل - يعنى حيوان مفترس - است » . و صاحب « وقاية الأذهان » مىگفت : « در تمام مجازات ، ارادهء استعمالى ، به معناى اوّل - يعنى حيوان مفترس - و ارادهء جدّى ، به معناى دوّم - يعنى رجل شجاع - تعلّق گرفته است » . بنابراين ، در آنجا دو معنا مطرح بود ولى در اينجا فقط لفظ مطرح است و پاى معنا در كار نيست .

اقسام چهارگانه اطلاق لفظ و ارادهء لفظ

1 - اطلاق لفظ و ارادهء نوع همان لفظ : اين قسم داراى دو مثال است : مثال اوّل : نوعِ آن ، به‌گونه‌اى باشد كه شامل شخص اين لفظ هم بشود ، مثل اينكه بگوييد : « زيدٌ لفظٌ » ، و از زيد ، « هرچه لفظ زيد است » را اراده كنيد به‌طورى كه حتّى خود اين « زيد » كه از دهان شما خارج مىشود را شامل شود . مثال دوّم : مثالى است كه مرحوم آخوند مطرح كرده است كه نوع ، اراده شده و اين نوع ، شامل نفس اطلاق شما نيست ولى موارد ديگر را شامل است ، مثل « ضَرَبَ فعل ماضٍ » ، اين « ضَرَبَ » از تمام « ضَرَبَ » ها حكايت مىكند يعنى همهء « ضَرَبَ » ها فعل ماضى هستند ولى شخص اين « ضَرَبَ » - كه شما استعمال كرديد - را شامل نمىشود ، زيرا اين « ضَرَبَ » فعل ماضى نيست بلكه مبتداست . 2 - اطلاق لفظ و ارادهء صنف آن لفظ : اين هم دو مثال دارد : مثال اوّل : جايى است كه صنف ، شامل خودِ مثال هم مىشود ، مثل اينكه گفته