تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
شود : « زيد ، در جايى كه اوّل كلام واقع شود مبتداست » ، اين از يك طرف ، صنف است زيرا زيد در « ضَرَبَ زيدٌ » را شامل نمىشود و از طرف ديگر ، شامل خودش هم مىشود چون اين « زيد » هم در اوّل كلام واقع شده و عنوان مبتدا پيدا كرده است . مثال دوّم : جايى است كه صنف ، شامل خود مثال نمىشود ، مثل اينكه گفته شود : « زيدٌ - في ضرب زيدٌ - فاعلٌ » اين مثال درست است ، هرجا زيد ، مرفوع بوده و دنبال فعل معلومى ذكر شود فاعل است . و زيد در اين مثال ، صنف است زيرا زيد در « زيدٌ ضَرَبَ » خارج مىشود ولى شامل خودش نمىشود زيرا زيد در آن مثال ، مبتداست . 3 - اطلاق لفظ و ارادهء مثل ( يعنى فرد ديگر ) : مثل اينكه شخصى وارد مىشود و مىگويد : « زيد » ، بعد شما به رفيقتان مىگوييد : « اين زيد - كه از دهان ديگرى خارج شد - علم شخصى است » و نظرتان به شخصِ اين است . اينجا لفظ زيد را اطلاق كرديد و ارادهء شخص كرديد . مثال روشن‌تر : استاد به شاگرد مىگويد : جملهء « جاء زيدٌ من السفر » را تركيب كن . شاگرد مىگويد : زيد ، فاعل است . در اينجا مراد شاگرد از كلمهء « زيد » همان « زيد » ى است كه از دهان استاد خارج شده است چون شخصِ آن جمله را تركيب مىكند . اين اطلاق لفظ است ولى ارادهء معنا نيست بلكه مراد از آن ، لفظ ديگرى مثل همين لفظ است . و نيز وقتى مىگويد : « جاء ، فعل ماضى است » ، مراد همان « جاء » است كه در كلام استاد استعمال شده است . 4 - اطلاق لفظ و ارادهء شخص همان لفظ : مرحوم آخوند براى اين قسم به « زيدٌ لفظٌ » مثال زده است البته فرموده است : به شرط اينكه متكلّم ، شخص اين « زيد » را اراده كرده باشد . مثال بهترى كه در اين زمينه مىتوان ذكر كرد اين است كه مثلًا گاهى از يك متكلّم ، تعبير زننده‌اى صادر مىشود ، كسى به او مىگويد : آيا اين تعبير از شماست ؟ او مىگويد : « نعم ، هذا لفظى » . بله ، فلان تعبير را من گفته‌ام . البته به‌جاى « هذا » نفس همان لفظ و تعبير را مىگويد . در اينجا ، لفظ را اطلاق