تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

الكتاب لا ريبَ فيه ) « 1 » و ( إنّ هذا القرآن يَهدي للّتي هي أقومُ ) « 2 » غير از « ذلك » - به عنوان اشاره به دور - و « هذا » - به عنوان اشاره به نزديك - چيز ديگرى مطرح است ؟ ثالثاً : با توجّه به اينكه اشارهء عملى ، در تحقّق اشاره داراى استقلال است ، آيا وجود اشارهء لفظى چه نقشى در تحقق اشاره دارد ؟ آيا مىتوان گفت : كلمهء « هذا » براى تأكيد اشارهء عملى وضع شده است ؟ كارى به موضوع له و مستعمل فيه آن نداريم . بدون ترديد ، « هذا » براى احداث اشاره وضع شده است نه براى تأكيد . درحالىكه طبق بيان آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » بايد « هذا » براى تأكيد اشاره باشد ، زيرا به‌نظر ايشان اشارهء عملى ، نياز به اشارهء لفظى ندارد ولى اشارهء لفظى نياز به اشارهء عملى دارد و همراه « هذا » بايد اشارهء عملى نيز وجود داشته باشد . پس اين مسئله ، مثل « جاءنى زيدٌ نفسُه » است كه « زيد » نيازى به لفظ « نفسه » ندارد ولى « نفسه » بىنياز از « زيد » نيست زيرا « نفسه » داراى عنوان تأكيد است . بايد « زيد » ى باشد تا كلمهء « نفسه » همراه آن بيايد . همان گونه كه بايد « زيدٌ قائمٌ » باشد تا كلمهء « إنّ » را بياوريم و بگوييم : « إنّ زيداً قائمٌ » . يعنى « زيدٌ قائمٌ » بىنياز از « إنّ » است ولى « إنّ » بىنياز از « زيد قائم » نيست ، زيرا مىخواهد آن را تأكيد كند . در نتيجه ، كلام آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » ناتمام است .

تحقيق پيرامون معناى اشاره

واقعيت اين است كه براى اشاره ، دو راه مستقل داريم يكى اشارهء لفظى و ديگرى اشارهء عملى و هركدام ، بىنياز از ديگرى است ، هرچند گاهى آن دو با يكديگر جمع مىشوند ، ولى درعين‌حال ، استقلال آن دو محفوظ است . مثل اينكه ظرف آبى را در مقابل حرارت خورشيد روى چراغ روشن قرار دهيم كه در اينجا دو عامل مستقل براى ايجاد حرارت با يكديگر اجتماع كرده‌اند . البته بايد توجّه داشت كه اين دو نوع اشاره ،
هامش
( 1 ) - البقرة : 2
( 2 ) - الإسراء : 9