تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
حال جاى اين سؤال است كه آيا همان‌طور كه اشارهء عملى ، داراى استقلال است و نيازى به لفظ ندارد ، اشارهء لفظى نيز داراى استقلال است و نيازى به اشارهء عملى ندارد ؛ يا اينكه بايد هميشه همراه اشارهء لفظى يك اشارهء عملى هم وجود داشته باشد ، يعنى هم « هذا » را بگويد و هم با دست يا چشم و . . . اشاره‌اى به طرف مشاراليه داشته باشد ؟

كلام آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه »

از كلام ايشان برمىآيد كه اشارهء لفظى ، بدون اشارهء عملى ممكن نيست ولى اشارهء عملى ، بدون اشارهء لفظى ممكن است . « 1 »

بررسى كلام آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه »

آيا ايشان روى چه حسابى اين مطلب را فرموده است ؟ اگر بفرمايد : وجدان ، چنين چيزى را مىگويد ، در پاسخ مىگوييم : اوّلًا : وجدان ، چنين حكمى ندارد . بلى ، در اكثر موارد ، اشارهء لفظى همراه با اشارهء عملى است ولى اين اشارهء عملى ، جنبهء تأكيد دارد . اگر زيد با بكر نزاعى داشت و سراغ حاكم شرع رفتند سپس زيد شروع به صحبت كردن نمود و گفت : بكر اين بلا را به سر من آورده است ، در حالى كه در اينجا هيچ اشارهء عملى در كار نيست . آيا كلمهء « اين » كه ترجمهء فارسى « هذا » است و اشارهء عملى هم همراه آن نيست ، از نظر اشاره داراى نقص و كمبودى است ؟ آيا چنين استعمالى غير صحيح ، يا لااقل غير حقيقى است ؟ خير ، لازم نيست همراه با اشارهء لفظى ، يك اشارهء عملى نيز وجود داشته باشد . ثانياً : مگر « هذا » و ساير اسماء اشاره ، فقط براى صحبت كردن وضع شده‌اند ؟ آيا وقتى « هذا » را در كتابت به كار مىبريد ، اشارهء عملى آن كجاست ؟ آيا در دو آيهء ( ذلك
هامش
( 1 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 91