الف : قضيّه حمليّهاى كه علاوه بر وجود اتّحاد ماهوى بين موضوع و محمول ، اتّحاد مفهومى نيز بين آن دو وجود داشته باشد ، يعنى آنچه از موضوع فهميده مىشود عين همان چيزى باشد كه از محمول فهميده مىشود ، مثل : « الإنسان إنسان » و « الإنسان بشر » ، اگر بگوييم مفهوم انسان با مفهوم بشر يك چيز است . ب : قضيّه حمليّهاى كه اتّحاد بين موضوع و محمول آن فقط اتّحاد ماهوى باشد ولى از نظر مفهوم ، اتّحادى بين آن دو وجود نداشته باشد ، مثل : « الإنسان حيوان ناطق » كه از نظر ماهيت ، يك چيز هستند ولى از نظر مفهوم ، بين آنها مغايرت وجود دارد ، اگرچه مغايرت بين آنها به اجمال و تفصيل باشد . « انسان » مفهوم اجمالى است براى ماهيت يك چنين موجودى و « حيوان ناطق » مفهوم تفصيلى براى ماهيت همان موجود است . ولى اينگونه نيست كه ما وقتى كلمهء « انسان » را مىشنويم « حيوان ناطق » به ذهن ما بيايد . كسى كه منطق نخوانده اين معنا به ذهنش نمىآيد و حتى كسى كه منطق خوانده است ، در غير مباحث علمى با شنيدن كلمهء « انسان » معناى « حيوان ناطق » به ذهنش نمىآيد . بنابراين بين « انسان » و « حيوان ناطق » مغايرت مفهومى وجود دارد . و همينطور وقتى ما مسألهء جنس و فصل را مطرح مىكنيم و با كلمهء « حيوان ناطق » سروكار داريم ، اينگونه نيست كه هرجا كلمهء « حيوان ناطق » به گوش ما خورد بلافاصله مفهوم « انسان » به ذهن ما بيايد . 2 - قضيّه حمليّه به حمل شايع صناعى : ملاك در چنين قضيّهاى ، اتّحاد در مقام وجود است ، مثلًا در قضيّه « زيدٌ إنسان » ملاحظه مىكنيم كه بين « زيد » و « انسان » ، مغايرت مفهومى وجود دارد زيرا مفهوم « زيد » با مفهوم « انسان » تفاوت دارد . از نظر ماهيت نيز بين آنها مغايرت وجود دارد زيرا ماهيت انسان عبارت از « حيوان ناطق » است ولى ماهيت « زيد » عبارت از « حيوان ناطق » ى است كه داراى خصوصيات فرديّه است بههمينجهت بين ماهيت زيد و ماهيت عَمرو تباين وجود دارد و اين تباين بهقدرى است كه زيد و عَمرو نه اتّحاد مفهومى دارند و نه اتّحاد ماهوى و نه اتّحاد
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 352
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٥٢