تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
جملهء « سرتُ من البصرة إلى الكوفة » بر واقعيت واحدى دلالت دارد و آن شروع حركت از بصره است و جملهء « سرتُ من البصرة إلى الكوفة » تمام معناى « مِنْ » را حكايت مىكند . و اين معنا در مورد « سِرْ من البصرة إلى الكوفة » نيز جريان دارد بدون اينكه تفاوتى بين آن دو باشد . اين مسئله مثل مسألهء اسامى در انشاء و اخبار است ، آيا اگر اسمى در مقام انشاء به كار برده شود با مقام اخبار تفاوت دارد ؟ آيا معناى صلاة در جملهء « صلّيت صلاة الظهر » با صلاة در جملهء « صلّ صلاة الظهر » تفاوت دارد ؟ بدون شك تفاوتى بين اين دو وجود ندارد و اگر تفاوتى هست ، همان تفاوت بين خبر و انشاء است كه در خبر ، اوّل محقق مىشود و در انشاء ، بعداً محقق مىشود . ولى اسم در هر دو حالت يك معنا دارد . در مورد « مِنْ » نيز بايد گفت : « مِنْ » در هر دو مثال يك معنا دارد و بر حقيقت واحدى دلالت دارد كه آن ارتباط بين سير و بصره است و در غير اين صورت بايد گفت : « مِنْ ، نتوانسته است بر تمام معناى خود دلالت كند » . و اين امرى است كه التزام به آن صحيح نيست . با بيان فوق جايى براى اشكال مرحوم آخوند باقى نمىماند . نتيجهء بحث در معانى حروف 1 - حروف به دو قسم تقسيم شدند : حروف حاكيه - كه اكثريت حروف را تشكيل مىدهند - و حروف ايجاديه . در حروف حاكيه ، واقعيتى تحقق دارد خواه اين واقعيت به صورت جملهء خبريه و خواه به‌صورت امر باشد و در مقام حكايت چه به صورت فعل ماضى باشد يا فعل مضارع كه از واقعيتى در زمان آينده خبر مىدهد اگرچه هنوز آن واقعيت ، تحقق پيدا نكرده است . ولى در حروف ايجاديه ، واقعيتى نيست كه اين حروف از آن حكايت كنند بلكه واقعيت با نفس همين حروف ايجاد مىشود ، مثل تأكيد ، قسم و ندا . 2 - در حروف حاكيه ، مسألهء كلّى و مصاديق مطرح نيست ، يعنى اين‌گونه نيست كه