البصرة . . . » در معانى متعدد استعمال شده است و كسى كه قائل به جواز استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد مىشود برايش بين اين دو استعمال تفاوتى وجود ندارد . « 1 » اين بود خلاصهء جواب امام خمينى « دام ظلّه » در رابطه با اشكال مرحوم آخوند ، هرچند مقرّر ، مسئله را خوب بيان نكرده است . « 2 » راه سوّم : در اينجا نكتهاى مطرح است كه هم براى مرحوم آخوند - كه اصل اشكال را مطرح كرده است - و هم براى كسانى كه در صدد جواب از اشكال برآمدهاند مورد غفلت واقع شده است و اگر كسى به اين نكته توجّه كند مسئله كاملًا قابل حلّ است و نيازى به جوابهاى ديگر نيست . توضيح : ما بايد ببينيم مرحوم آخوند كه مىفرمايد : « سرتُ من البصرة . . . » جزئى و « سِرْ من البصرة . . . » كلّى است آيا اين كلّيت و جزئيّت چگونه است ؟ كلّيّتى را كه در كلام ايشان فرض شده بايد اينگونه توجيه كرد كه وقتى انسان از جايى حركت مىكند و به جايى ديگر مىرود ، اين سير خارجى خصوصياتى دارد : اوّلًا : در زمان معيّنى واقع شده ، ثانياً : از محلّ معيّنى شروع شده و ثالثاً : با وسيلهء معيّنى سير را انجام داده است و رابعاً : از راه معيّنى رفته است و . . . حال وقتى انسان در مقام اخبار برمىآيد ، قبل از آنكه خبر بدهد ، يك حركت خارجى مشخص از جهت ، زمان ، مكان ، وسيله ، مسير و . . . در خارج تحقق پيدا كرده است ، زيرا يك حركت نمىتواند تعدد داشته باشد از نظر زمان و مكان و جهات ديگر . ولى هنگامى كه مولا مىگويد : « سِرْ من البصرة إلى الكوفة » در اينجا مسألهء كلّى است ، زيرا مولا خصوصيات آن را مشخص نكرده است ، چگونه برود ؟ با چه وسيلهاى برود ؟ از كدام راه برود و . . . و امتثال اين امر
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 345
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٤٥
هامش
( 1 ) - يادآورى : در مورد « وضع عام و موضوع له خاص » ما - بر خلاف مشهور - قائل به استحاله شديم و گفتيم از دريچهء عام نمىتوان خصوصيات را ملاحظه كرد زيرا بين عام و خصوصيات ، تباين وجود دارد ولى مشهور معتقدند مىتوان معناى كلّى را در نظر گرفت و لفظ را براى تمام افراد با خصوصيات مربوط به آنها وضع كرد .
( 2 ) - تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 31 و 32