تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١

ولى بدون شك مىداند كه با گفتن « بعتُ » و « قبلتُ » مشترى مالك خانه و بايع مالك ثمن مىگردد . بنابراين ، دانستن خصوصيات ، لازم نيست و در باب وضع هم ، اگرچه عرف اصطلاحات مذكور را نمىداند ولى جهتِ مورد نظر در ذهنش ارتكاز دارد . اشكال دوّم : تنظيرى كه ايشان در رابطه با دوالّ مطرح كرد بسيار شگفت‌آور است ، زيرا در باب دوالّ سه عنوان وجود دارد : 1 - علامت نصب شده در مكان كه از آن به « موضوع » تعبير مىكنند . 2 - مكانى كه دالّ در آن وضع شده كه از آن به « موضوع عليه » تعبير مىكنند . 3 - هدفى كه وضع براى آن انجام گرفته - مثل نشان دادن اوّل فرسخ و غيره - كه از آن به « موضوع له » تعبير مىكنند . ولى در باب الفاظ و معانى دو عنوان وجود دارد : 1 - لفظ كه از آن به « موضوع » تعبير مىشود . 2 - معنا كه از آن به « موضوع له » تعبير مىشود . حال جاى اين سؤال است كه ايشان « موضوع له » در باب الفاظ را در كدام‌يك از عناوين سه‌گانه - كه در دوالّ حقيقى وجود دارد - قرار مىدهد ؟ ظاهر اين است كه مىخواهد بفرمايد : « موضوع له » در باب الفاظ ، مانند « موضوع عليه » در باب دوالّ است . به‌همين‌جهت آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » به ايشان اشكال كرده و فرموده است : لازمهء تنظير شما اين است كه در باب الفاظ و معانى به جاى « موضوع له » عنوان « موضوع عليه » را به كار ببريم . « 1 » ولى واقع مسئله اين نيست بلكه « موضوع له » در باب الفاظ و معانى ، همان « موضوع له » در باب دوالّ است نه مكانى كه علامت در آن قرار داده شده است . مراد از موضوع له در باب دوالّ اين است كه عابرين متوجّه شوند مثلًا اينجا اوّل فرسخ است و اوّل فرسخ محسوس نيست .

هامش
( 1 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 44