1113 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : براى نطفههاى خود ، نيكوترين [ زنها ] را برگزينيد ؛ چرا كه زنان ، همانندهاى برادران و خواهران خويش را مىزايند . « 1 »
1114 . قصص الأنبياء به نقل از شهر بن حَوشَب : هنگامى كه پيامبر خدا به مدينه درآمد ، شمارى از يهوديان نزد او آمدند و گفتند : ما درباره چهار چيز از تو مىپرسيم . اگر درباره آنها به ما آگاهى دادى ، تو را باور داريم و به تو ايمان آوريم . . . گفتند : درباره همانندى ، كه چگونه كودك با مادر شباهت مىيابد ، در حالى كه نطفه از مرد است ؟
فرمود : « شما را به خداوند سوگند مىدهم ، آيا [ نه اين است كه ] خود مىدانيد نطفه مرد ، سفيد و غليظ ، و نطفه زن ، سرخ و رقيق است . هر يكى از آنها كه بر ديگرى چيرگى يابد ، شباهت را از آن خود مىسازد ؟ » .
گفتند : البته كه چرا .
1115 . امام باقر عليه السلام : مردى از انصار ، نزد پيامبر خدا آمد و گفت : اين ، دختر عمو و زنِ من است و از او جز نيكى سراغ ندارم . امّا او برايم فرزندى آورده است بسيار سياه ، با سوراخهاى بينى گشاد ، موهاى مجعّد پُرگِرِه و بينى پهن و به صورت چسبيده ، بهگونهاى كه همانند آن ، نه در دايىهاى خود سراغ دارم ، نه در نياكان خويش .
پيامبر صلى الله عليه و آله از همسر وى پرسيد : « تو چه مىگويى ؟ » .
گفت : سوگند به آن كه تو را به حق ، به پيامبرى برگزيده است ، از آن روز كه مرا در اختيار گرفته ، هيچ كس را در نظر خود ، بر جايگاه او قرار ندادهام ( اشاره به اين كه به او خيانت نكرده است ) .
پيامبر خدا ، مدّتى سر فرو افكنْد و سپس ، لَختى نگاه خويش را به
سوى آسمان برداشت و آنگاه ، بدان مرد رو كرد و فرمود : « اى مرد ! هيچكس نيست كه ميان او و آدم ، نود و نُه رگ كه همه به نسب او بازمىگردند نباشد . آنگاه كه نطفه در رَحِم جاى مىگيرد ، هر يك از آن رگها به جنبوجوش در مىآيد و از خداوند مىخواهد كه شباهت را به آن دهد . اين كودك ، از آن رگهايى برخاسته است كه اجدادِ تو و اجداد اجدادت ، آنها را درك نكردهاند . فرزند خويش را براى خود بردار » .
پس آن زن گفت : اى پيامبر خدا ! گِرِه از كار من گشودى .
هامش
( 1 ) در عوالى اللّئالى عبارت آخر روايت ، چنين آمده است : « دايى ، يكى از همخوابان است » .