عرض آن شهر معلوم كنند و بر عرض آنشهر نشانى بكنند باقى عمل بر وجه مذكور بكنند تا انحراف آنشهر بيرون آيد و الله اعلم .
اين بود تمام كلام او در باب ياد شده و سخن وى در صورت تساوى عرض مكه با عرض شهر مفروض ، در غايت درستى و رسايى و استوارى است چنان كه ما نيز در دروس معرفت وقت و قبله بر همين تحقيق انيق بر كسانى كه گفتند در اين صورت سمت قبله بر دائره مشرق و مغرب باشد ، اعتراض نمودهايم .
نكته 962
فيض گويد در قضيه شرح صدر در روايت است : اخذ كل واحد منهما بعضدى لا أجد لاخذه مسا فأضجعانى بلا قسر و لاهسر ، آنگاه يكى از آنها فلق الصدر ففلقه فيما أرى بلادم و لا وجع . وقتى پيغمبر اين بيان فرمود كه پرسيدند عن أول ما رأيت من النبوة ، و در اصح روايات در چهار سالگى بود وقتى كه بشر بر حسب طبائع بشريت داراى قوه حافظه و عقل بالملكه مىشود ، و اين نمايش حقيقت و ظاهر حديث دلالت بر آن دارد كه رؤياى برزخى و مثالى بوده است .
نكته 963
ارواح پنج است : روح البدن ، روح الشهوه ، روح القوة ، روح الايمان ، روح القدس . ( ج 1 اصول كافى ، كتاب الحجة ، باب فيه ذكر الارواح التى فى الائمة عليهم السلام ص 213 معرب ) .
قوه مجره ، قوه شهويه ، قوه غضبيه ، قوه ناطقه . روح القدس مخصوص انبياء است . اول توجه شريعت بسلامت روح است ، آنگاه بسلامت بدنى كه به توسع در تعبير حامل روح است ، آنگاه بمال مردم ؛ لذا معاصى روحى مانند كفر و يأس از رحمت خدا و ايمن بودن من مكر الله از همه چيز بدتر است ، پس از آن قتل - نفس و اضرار به بدن و عرض پس از آن اموال . قوانين دنيوى براى سلامت أخروى است نه بالعكس ، ايمنى براى نماز است نه نماز براى ايمنى . پيغمبر مربى ارواح است لذا اكمل از همه