حال از مضاده اولى در آدم و شيطان و از بحث تضاد مطلقا در نور و ظلمت و خير و شر و سعادت و شقاوت و نكاح سارى در اشياء و لطف و قهر و وجود و عدم و از اين گونه مسائل تدبر بنما . رسالهاى در اينموضوع اعنى تضاد در دست است خداوند متعال توفيق اتمام آن را مرحمت فرمايد .
نكته 949
اگر چه متكلمين ما غالبا در اول كتب خود براى اثبات واجب الوجود بدور و تسلسل متمسك شدهاند و ليكن وقتى انسان به نظر دقت نگاه كند مىبيند كه دليل مذكور با آنكه صحيح و متين است مجهولى را معلوم نمىكند و جواب مخالف را نمىدهد چون هيچ عاقلى منكر نيست كه بالاخره سلسله ممكنات بواجب الوجودى منتهى مىشود . دهريين مىگويند ماده ممكنات يعنى ذرات اجسام واجب الوجودند يعنى هيچوقت معدوم نبوده و ممكن نيست آنها را معدوم فرض كرد و هميشه بودهاند پس در مقابل اين دسته نبايد اصل واجب الوجود را اثبات نمود بلكه بايد ثابت كرد كه واجب بايد عالم و مدبر و يگانه باشد و ماده و ذرات أجسام جائز نيست واجب و غير مخلوق باشند و از براى اثبات اين معنى طرق بسيارى است كه غالب آنها بتفصيل و بعضى بطور اشاره در قرآن و كلمات ائمه در جواب دهريين زمان خودشان موجود است .
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بياناتى كه در توحيد براى مفضل بن عمر جعفى تقرير فرموده است كه خبر معروف به توحيد مفضل است از وحدت صنع و عمد و تدبير به وحدت واجب مدبر مىكشاند و ارسطو را نام مىبرد و مىستايد كه وى مردم را به وحدت صنع و تدبير و تقدير به خداوند يگانه يعنى وحدت صانع دعوت كرده است . در آخر آن خبر فرمايد :
قد كان من القدماء طائفة انكروا العمد و التدبير فى الاشياء و زعموا أن كونها بالعرض و الاتفاق . و كان مما احتجوا به هذه