اين معنى كه اگر كسى در يك افق اعلى جهان جسمانى را بنگرد مىبيند كه فضائى الى ما شاء الله تاريك است و در ميان اين تاريكى يك چراغ در آن گوشه روشن است كه مقدارى از فضاء حول خود را روشن كرده است ، و چراغى ديگر آنطرفتر ، و چراغى ديگر در طرف ديگر و هكذا و اين چراغها را متفاوت مىبيند و روشنايى فضاى حول هر يك را نيز بفراخور آن چراغها مختلف و متفاوت مىيابد . ما چون در ميان نور شمس قرار مىگيريم گمان مىكنيم كه همه بعد و فضاى عالم جسمانى روشن است و حال اين كه چنين نيست . و رنگ كبودى كه در فضاى بالاسر خود مىبينيم شاهد صادق همين گفتار ما است چه آن كبودى از اختلاط نور شمس و ظلمت فضاء است و بقول قاضىزاده رومى در اوائل شرح چغمينى در هيأت : و الزرقه التى يظن انها لون السماء انما يتخيل فى كرة البخار ( ص 18 ط وزيرى اعلى ) .
اين سخن در سراج شمس واقع در فضاى ظلمانى جسمانى و سراجهاى ديگر هر يك در حد خود . حال تأمل بفرماييد در چراغهاى معنوى و زمان هر يك آنها
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً
( احزاب 47 ) .
نكته 866
اى مسافر ابدى توشه بايد بفراخور سفر باشد .
نكته 867
حق سبحانه و تعالى فرموده است :
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
( هود 114 ) ركون ميل اندك است كه با مس مناسب است . و همين ميل اندك سبب مس نار مىگردد و مس كمكم به احاطه نار مىكشاند
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ
( توبه 49 ) جهنم از سنخ دنيا است و ريشهء آن دنيا است و ماده آن تعلق نفس به امور دنيا از آن حيث كه دنياست مىباشد ، و صورت آن صورت هيأت مولمه و اعدام و نقائص است فتدبر .