اين دليل تجربى از ابتكارات آن جناب است ، و آن را بعينه در فلسفه دكارت فرانسوى نيز مىيابيم . ولى محققين از فلاسفه اروپا مانند و اليوو فورلانى معتقدند كه دكارت به آراء فيلسوف ايرانى ابنسينا اطلاع يافته است و اين دليل تجربى را از او گرفته است . آن دليل اين است :
خويشتن را چنين پندار كه : تمام اندام ، تندرست و خردمند ، چشمها بسته ، و انگشتها گشاده ، دستها و پاها باز و دور از بدن و از يكديگر ، در هوايى كه اندازه گرمى آن با گرمى تنت برابر ، در فضايى آرام و خاموش كه نه به چيزى وابستهاى و نه بر چيزى ايستاده ، به يكبارگى آفريده شدهاى ، در آنگاه تنها به بود خودت آگاهى و جز آن از همه چيز ناآگاه ( نقل به ترجمه ) .
در درس بيست و دوم كتاب دروس معرفت نفس آن را عنوان كردهايم و توضيحاتى درباره آن دادهايم اگر خواهى مراجعه كن .
نكته 824
چند مسأله رياضى اصول اقليدس از جهت ريشه تاريخى و اعتناى دانشمندان بدانها اهميت به سزا دارند :
الف - اصل اقليدس كه مصادره معروف اقليدس درباره دو خط غير متوازى است كه در صدر مقاله نخستين آن عنوان شدهاست .
ب - شكل مأمونى كه شكل پنجم مقاله نخستين است .
ج - شكل بيستم همان مقاله ملقب به حمارى .
د - شكل 47 همان مقاله ملقب به عروس .
ه - شكل 48 آن عكس عروس كه آن را خواهر عروس مىنامند .
و - شكل 32 مقاله ششم كه آن را أم العروس يعنى مادر عروس مىخوانند .