ما تعرف الا بالمنقول ( ص 527 ط 2 فى آخر الباب السادس من أعمال ذى الحجة ) .
نكته 699
مرحوم استاد آية الله حاج ميرزا مهدى الهى قمشهاى رضوان الله تعالى عليه مىفرمود : شيخ اشراق سهروردى در فلسفه ، تازهاى نياورده است و علم در دست او ارتقائى نيافته است ، جز اين كه اصطلاحات را تغيير داده است و عوض كرده است . انتهى . راقم گويد : بعد ديدهام كه ابن كمونه در شرح تلويحاتش مىگويد : انا نجده فى الاكثر يتبع مقاصد الرئيس ابن سينا فى كلامه لا سيما مقاصده فى كتاب الاشارات ( اوائل شرح تلويحات در آغاز بحث تناهى ابعاد ، ورق 12 نسخه راقم ) اين كلام ما به جهت ازراء آن بزرگ مرد الهى علم و عمل نيست چه نبوغ وى را جاى انكار نيست و مقام وى را بايد از رياضات و كلمات حكميه و مؤلفات و مصنفات علميه وى شناخت با اينكه ظاهر صاحب حلب به اشاره والدش ، آن جناب را در سن سى و هشت سالگى به قتل رسانيد كه در تاريخ ابن خلكان مذكور است ( ج 2 ص 412 ط ايران سنگى ، ابو الفتح يحيى بن حبش اميرك الملقب شهاب الدين سهروردى الحكيم المقتول به حلب ) .
و نزهة الارواح شهزورى در ترجمت وى و نقل پارهاى از كلمات شريف او مطلوبست ( ج 2 ص 119 ) .
نكته 700
بليانى در آخر جهان الرمل گويد : اقليم هفتم در خواص حروف و اسماء .
بدانكه تعويذ محبت و عداوت كه مردم طالبند نه اينهاست كه در ميان مردم است و اين شيوه بسيار بلند است و عزيز و همه كس به آن راه ندارند . و اصل همه در اين حروف است ا ب ج د ه و ز ح ط . و آن بر دو قسم است نحس و سعد ، نحوست آن ا ج ه ز ط است كه حروف مفرده است . و سعادت آنكه جهت محبت و دولتهاى عظيم و بطلان السحر از لفظ ب د و ح حاصل مىشود