و سطح آن حفر شده بود .
چون خود اين كمترين در علم هيأت و نجوم و استخراج از زيجات و عمل اصطرلاب و ربع مجيب زحمت فراوان كشيده است ، آن منظره رصدخانه با اينكه رسمى از او باقى مانده بود فوق العاده برايم مفيد بود و هيچ ميل نداشتم كه از آنجا بدرآيم تا هوا تاريك شده بود و تنها بودم به حكم ضرورت بسوى مراغه رهسپار شدهام .
و به همين قدر مبتهج بودم كه در جايى قدم نهادم كه قدمگاه مثل جناب خواجه نصير الدين طوسى بوده است از وصف حالم در آن مدت كوتاه اقامتم به تنهايى در محل رصدخانه ناتوانم . گاهى به قصيده معروف خاقانى :
هان اى دل عبرت بين * از ديده نظر كن هان
مترنم بودم ؛ و گاهى به چكامه امير معزى :
اى ساربان منزل مكن جز در ديار يار من * تا يك زمان زارى كنم بر ربع و اطلال و دمن
زمزمه داشتم ؛ و گاهى در بقيت آثارى كه حكايت از بعضى اعمال رصدى مىكرد متحير بودم .
راقم هر چند - به حمد الله تعالى - چندين نسخه از زيجات و شروح بر آنها و تسهيلات آنها را در تصرف و تملك دارد ولى هنوز به تحصيل زيج ايلخانى خواجه توفيق نيافته است ، جز اينكه در حواشى و برخى از صفحات آنها از زيج ايلخانى بسيار نقل شده است كه بعضى از آنها را در همين هزار و يك نكته آورده است .
وقتى رسالهاى در نحوهء بناى رصدخانه مراغه و مهندسى و معمارى آن از كتابفروشى به ما ارائه داده شد كه در اين موضوع بسيار اهميت داشت ولى مقدر اين بود كه ابتياع آن مقدورم نباشد .