قابل انقسام غيرمتناهى بالقوه است و در عين حال از اصل مقدار خود تجاوز نكند يعنى هر چند درجه باشد در همان حد قابل انقسام غير متناهى بالقوه است . و زاويه - ب - در صورت تساوى دو ساق مثلث مساوى با - ح - است به شكل مأمونى كه پنجم اولى اصول است . و در صورت عدم تساوى باز حكم زاويه ب و زاويه ح در امر مذكور يكى است . پس اين برهان همان لاف الفى است كه لا است يعنى نه ، كه برهان نيست . هر چند براهين ديگر اثبات تناهى ابعاد هم يك يك آنها در نظر راقم لاف الفى است . جز اين كه در اين برهان خاصه ، اسم و حكم واقعى آن از زبان مبارك جناب شيخ جارى شده است .
ه - اما برهان مسامته كه آن را برهان موازات نيز گويند بيانش اين است كه خواجه طوسى در آخر فصل يازدهم نمط اول شرح اشارات شيخ تقرير فرموده است كه شيخ در متن راجع به استحاله غير متناهى بودن ابعاد گفت : و قد تستبان استحالة ذلك ايضا من وجوه أخرى يستعان فيها بالحركة او لا يستعان .
كلمه ايضا ناظر به برهان سلمى است كه آن را بيان كرده است و خواجه در شرح گويد :
الوجه الذى يستعان بالحركة هو المبنى على فرض كرة يخرج من مركزها قطر مواز لخط غير متناه يجب أن يسامته بعد الموازاة لحركة الكرة فيلزم أن يوجد فى الخط اول نقطة يسامتها القطر و يستحيل أن يوجد لوجود نقطة يسامتها قبل كل نقطة فيلزم الخلف .
و - اما برهان تخليص ، عكس برهان مسامة است شيخ اشراق در تلويحات و ابن كمونه آن را در شرح تلويحات آوردهاند و شيخ بهائى آن را در اوائل مجلد سوم كشكول ( ص 252 ط نجم الدولة ) به تلخيص نقل كرده است .
برهان التلخيص أورده ابن كمونه فى شرح التلويحات :
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 501
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٠١