نكته 644
برهان لم ، دلالت بر لميت و عليت حكم در ذهن و در خارج هر دو مىكند كه از علت به معلول پىبردن است . و برهان آن فقط دلالت بر انيت و تحقق حكم در ذهن مىكند . مثلا در مثال معروف زيد متعفن الاخلاط است و هر متعفن الاخلاط محموم است پس زيد محموم است ، تعفن اخلاط مطلقا و واقعا چه در خارج و چه در ذهن علت تب است ؛ ولى در مثال زيد محموم است و هر محموم متعفن الاخلاط است پس زيد متعفن الاخلاط است ، تب معلول تعفن اخلاط است و حد وسط فقط مفيد اثبات حكم مذكور است پس لم اشرف و احكم و اوثق از آن است .
نكته 645
مفسر اجل ابو الفتوح رازى در تفسير كريمه
الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً
( آخر يس ) آورده است كه حكما گفتند هيچ درخت نباشد كه در او آتش نبود مگر درخت عناب و سنجد .
و نيز در بيان شجر اخضر آورده است كه عبد الله عباس گفت : كه آن دو درخت است كه در او آتش باشد يكى را مرخ گويند و يكى را عفار . چون كسى را آتش بايد دو شاخ از اين دو درخت ببرد چنان كه آب از او ميچكد ، و بر هم سايد از ميان آن آتش بيرون آيد و از آنجا عرب در مثل گفتند : « فى كل شجرة نار و استمجد المرخ و العفار » و گفتند : مرخ نر باشد و عفار ماده و هر دو را زند و زنده گويند .
نكته 646
مرحوم سيد ابن طاوس در أعمال ماه رجب كتاب عظيم الشأن اقبال ( ص 627 ط رحلى تصحيح شهيد جناب حاج شيخ فضل الله نورى ) اصلى را به نام اصل هشام بن سالم نام مىبرد كه در مآخذ حديث من بلغ مىفرمايد : و وجدنا هذا الحديث فى اصل هشام بن سالم رحمه الله عن الصادق عليه السلام ( هشام بن سالم عن ابى عبد الله عليه السلام قال : من سمع شيئا من الثواب على شىء و صنعه - فصنعه خ - كان له و ان لم يكن