يوسف بايشان نمايد مهمانى ساخت و آن زنان را بخواند و در خانه دو در بر دو بنشاند و يوسف را جامههاى سفيد در پوشيد و گفت براى دل من از اين خانه در رو و به آن در بيرون شو و ايشان را گفت من ميخواهم تا اين دوست خود را يك بار بر شما عرض كنم براى دل من هر كدام به او مبرتى كنيد گفتند چه كنيم گفت هر يك را كاردى و ترنجى بدست مىدهم چون آيد هريك پارهء ترنجى ببرند و به او دهيد گفتند چنين كنيم چون از در درآمد و چشم ايشان بر جمال او افتاد خواستند كه ترنج ببرند دستها ببريدند و حيرت چون برفت گفتند حاش لله ما هذا بشر ان هذا الا ملك كريم گفت ديديد اين آنست كه شما زبان ملامت بر من دراز كرديد بسبب اين فذلكن الذى لمتننى فيه . رسول عليه - السلام هم اين اشارت كرد گفت اين آن مرد است كه اگر وقتى در حق او سخنى گفتم شما را خوش ننمايد زبان ملامت دراز كرديد امروز بنگريد تا خداى تعالى در حق او چه گفت او را چه پايه نهاد و چه منزلت داد آنگه گفت الست اولى بكم منكم بانفسكم ، الخ .
نكته 582
لا يخفى على من اعتبر أمور الدين الاسلامى و لو قليلا ما وقع بين بعض احكام الشريعة الاسلامية فى العبادات و بين بعض الظواهر الفلكية من الارتباط الواضح الجلى ، ان اوقات الصلوات الخمس تختلف من بلد الى بلد و من يوم الى يوم فيقتضى حسابها معرفة عرض البلد الجغرافى و حركة الشمس فى فلك البروج و احوال الشفق الاساسية . و من شروط الصلاة الاتجاه الى الكعبة فيستلزم ذلك معرفة سمت القبلة أى حل مسألة من مسائل علم الهيأة الكروى مبنية على حساب المثلثات ، و من وجوب صلوة الكسوف يحصل حسن التأهب لها قبيل انكساف الشمس أو القمر فلا يمكن ذلك الا بمعرفة حساب حركات النيرين و استعمال الازياج المتقنه . و كذلك لا تخلوا احكام انقضاء النذور و فرض -