نكته 580
سبحان الله كه در عين حال فرمود :
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ - اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
( سورة توبه آيه 37 ) خود كلمه شهر نيز در قرآن مجيد دوازده بار آمده است . كه همه حروف و كلمات كتاب تكوينى و تدوينى چه قدر حساب شده نگاشته شده است . از اين گونه سخن در اسرار حروف و عجائب حساب در قرآن بسيار است .
ابن شهر آشوب ( محمد بن على بن شهر آشوب مازندرانى متوفى 588 ه ق ) در معالم العلماء در ترجمه حسن بن خالد برقى گويد : من كتبه تفسير العسكرى من املاء الامام عليه السلام مائة و عشرون مجلدة يعنى برقى يك صد و بيست جلد در تفسير قرآن از املاى امام حسن عسكرى عليه السلام نوشته است ، چه اسرارى از قرآن در آن صد و بيست مجلد آمده باشد ؟ !
نكته 581
تفسير ابو الفتوح رازى در ضمن كريمه
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
( المائدة 71 ) در بيان واقعه غدير خم تا آنكه فرمود : آنكه اشارت كرد ( يعنى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ) به امير المؤمنين على عليه السلام و او را بخواند و با خود بر آن منبر برد ( منبرى كه از پالانهاى شتران جمع كردند و بر هم نهادند ) و دو بازوى وى گرفت و او را برداشت بگردانيد و بر مردمان عرض كرد چنان كه عروس را جلوه كنند حتى راى الناس بياض ابطيهما و ساعتى خاموش مىبود .
چنين گويند كه شبلى در روز غدير نزديك يكى از معروفان شد از علويان و او را تهنيت كرد آنگه گفت يا سيدى تو دانى تا اشارات در آن چه بود كه جدت دست پدرت گرفت و برداشت و سخن نگفت گفت ندانم گفت اشارت بود به آنكه زنانى كه از جمال يوسف بى خبر بودند زبان ملامت در زليخا دراز كردند و گفتند امراة العزيز ترا و دفتيها عن نفسه قد - شغفها حبا انا لنريها فى ضلال مبين او خواست تا طرفى از جمال