تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
نه اخلاص آنچه بخشيدى براهش * يكى صد بخشدت در پيشگاهش
نه صد بخشد كه لطف بيحسابى * كند گر از تو بپسندد صوابى

نكته 569

هروى در بحر الجواهر گويد : جالينوس از جمله هشت طبيب كه مرجع و مآب و رؤوس ارباب صناعت طب بودند يكى او بود و وى ختم اطباى كبار بود و در علم طب چهارصد كتاب تصنيف كرد ، و زنى را كه در علم طب مهارتى داشت خصوصا در معالجه زنان دريافت و از او أدويه بسيار قليل الوجود بدست آورد . چنين استماع افتاده كه وى را در آخر عمر اسهالى شد و مدتى مديد هر چند در معالجه خود جد و جهد نمود آن مرض بيشتر مىشد مردم طعن بسيار مىكردند كه با وجود كمال در معالجه امراض خصوصا در اين مرض عجب درمانده است آخر - الامر از طعن مردم به تنگ آمد و ايشان را بخواند و فرمود كه خمى بيارند و پر آب كنند و اندك داروى بر آن آب بزد و بعد از آن فرمود تا آن را بشكستند آن آب بسته شده بود ، فرمود كه از اين دارو بسيار خورده‌ام اصلا نفع نكرد بدانيد كه علم و تجربه در حين قضاى حق تعالى به أمرى هيچ نفع نمىدهد . از سخنان اوست : شرف نفس انسان را بدان توان شناخت كه از ملابست اعمال دون و مزاولت امور حقير اجتناب نمايد و پيوسته خاطر وى به عظائم امور مقصور باشد .

نكته 570

بينشم از تن نيست كه ديگر جانوران و رستنيها و هر چه را آخشيگ است در آن انبازند از روانى است كه از آن من است يعنى آن منم و من آنم پس نه تن جاى روان است و نه جاى تن و گرنه در اندازه او بودى و دانستى كه نيست ، تن بر خاك است و روان برفراز خاك بلكه فوق اين گونه تعبيرات ، اين