احتجابنا عنها لشواغل المواد ، و يحتمل ان يكون اشارة الى وحدة ذلك العالم و بساطة ما فيه و كثرة هذا العالم بحسب الاعداد الشخصية ( ص 323 ج 1 اسفار ط 1 )
نكته 369
چنان كه ماده انسان ناسوتى در تكوينات بهر مقام رسيد واقف نشد مقام بهترش دادند پس در جمادى واقف نشد بنباتى رسيد و در نباتى واقف نشد بحيوانى رسيد و در حيوانى واقف نشد بانسانى رسيد همچنين انسان ملكوتى در تكليفيات و مقامات سير الى الله تعالى .
هر چه در اين راه نشانت دهند * گر نستانى به از آنت دهند
( اسرار الحكم آخر فصل اول باب چهارم 178 )
نكته 370
النفث لغة ارسال النفس رخوا و يستعمله ارباب العزائم عقيب الدعاء لزوال المرض كما فى شرح القيصرى على الفص الشيثى من فصوص محيى الدين قدس سرهما بر اهل معنى و بصيرت پوشيده نيست كه دعا و دم صحيح است و در تأثير نفث نفوس هيچ شبهه و ترديد نيست ولى در صورتى كه انسان مظهر حق گردد و صفات ربوبى در وى رسوخ كند كه كار حق از او برآيد يعنى چنان كه حق به نفخت فيه من روحى احياء مىكند اين انسان آيينه حق نما نيز مظهر و مصداق حقيقت نفخت فيه من روحى ميگردد و بدم كه همان ارسال نفس است رخوا بيماران را شفا ميدهد و مردگان را زنده مىكند و جمادات را جان ميدهد چنان كه آيات و روايات در اين باره از انبياء و اوليا بسيار نقل شده است .
نكته 371
نفس ناطقه انسانى ماده صور مثاليه است كه صور خيالىاند و تجرد برزخى دارند ، هر چند كه بانشاء نفس تحقق مييابند و حقيقت وجودى آنها با نفس نسبت فعل به فاعل دارد كه همگى را نسبت به نفس فقر نورى است و همه حى و شاعر