چون خواهد نقل آراء مشاء كند عبارت را كه حاكى از رأى مشاء است از مباحث مشرقيه نقل مىكند كه خلاصه شفاء است آن هم تنظيم و تحرير شده و پس از آن نقل ، رأى رصين خودش را عنوان مىفرمايد كه هيچگاه دست افكار امثال فخر بدان نمى - رسد چنان كه خود صدر المتالهين در چند جاى اسفار به همين دقيقه تصريح مىفرمايد غرضم اين است كه نقل عبارت از مباحث و اسم نبردن صاحب كتاب موجب از راء و تنقيص صدر المتالهين نمىشود ، او مىخواهد حرف مشاء را از قلم خودشان نقل كند و بعد از آن نظر عرشى خود را بيان كند . علاوه اين كه شايد در حواشى اصل نسخه خودش نام برده باشد و بعد كه بدست نساخ و طبع رسيده است چون اينان قدر دقائق علمى را ندانستهاند آنها را اسقاط كردهاند بخصوص كه ارباب حرفه طبع سنت و سيرتشان مثله كردن كتاب است چنين است كه به حال آنان انفع است . اينجانب نسخهاى از وافى فيض دارد كه حواشى آن مآخذ يك يك روايات از كدام باب از ابواب كتب اربعه مآخذ آن در آن باب وافى آمده است نگاشته است كه براى اهل كار بسيار مفيد است و ارزش علمى بسيار دارد اما در وافىهاى چاپ شده اثرى از اين عمل متقن و مفيد نيست .
نكته 152
اگر توفيق يافتى كه كريمه و لربك فاصبر را ( مدثر 8 ) در هر حال ملاك خويش قرار دهى طوبى لك و حسن مآب .
نكته 153
در فص موسوى فصوص الحكم ( ص 464 ) آمده است :
فالقى عصاه و هى صورة ما عصى فرعون موسى فى ابائه عن اجابة دعوته الخ عارف جامى در شرح آن فرمايد : اى ملكة كفر و عناد عصى بها فرعون .
نكته 154
مير قدس سره در اواخر قبسات گويد : ملائكه طبقات و شئونى دارند حتى بعض آنها را جسم لطيف است . اين سخن مير حق است چه ملائكه قواى عالماند باذن الله تعالى فافهم .