رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، قرآن كريم را مأدبة اللّه خوانده است ، مأدبه به فتح دال و ضمّ آن طعام مهمانى است . اين مأدبه سفره است . قرآن سفره الهى است . هيچكس از كنار اين سفره با دست خالى و تهى برنمىخيزد . بر اين سفره الهى انواع اطعمه و اغذيه نامتناهى ، كه فقط خوراك انسان است ، نهاده است .
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ
.
و هم مأدبه به فتح دال ، ادبستان است كه به تخفيف دبستان گوييم ، و ادب هر چيز ، نگاهدار حدّ آن چيز است . علوم ادبى را بدين سبب علوم ادب ناميدهاند كه نگاهدار حدّ ادب قلم و فرهنگ زباناند ، و دبستان كه مخفّف ادبستان است ، جاى تأديب و ادب آموزى خردسالان است تا نهال وجودشان درست ببالد و به بار آيد كه به گفته شيرين ابو شكور بلخى :
درختى كه خردك بود باغبان * بگرداند آن را چو خواهد چنان
چو گردد كلان باز نتواندش * كه از كژى و خم بگرداندش
قرآن كريم ادب و دستور الهى است . از اين ادبستان ادب فراگيريد و حدّ انسانى خود را حفظ كنيد و نگاه بداريد ، و بدين دستور خود را راست و درست به بار بياوريد و به فعليت برسانيد . نقل چند بيت از بند پنجم « دفتر دل » ، كه در ديوانم به طبع رسيده است ، مناسب مىنمايد :
ابد در پيش دارى اى برادر * ادب را كن شعار خود سراسر
در اوّل ار حدوث ما زمانى است * دگر ما را بقاى جاودانى است
گرت حفظ ادب باشد مع اللّه * شوى از سرّ سرّ خويش آگاه
بر آن مىباش تا با او زنى دم * چه مىگويى سخن از بيش و از كم
چنان كه هيچ امرى بىسبب نيست * حصول قرب را غير ادب نيست
ادب آموز نبود غير قرآن * كه قرآن مأدبه است از لطف رحمان
بيازين مأدبه برگير لقمه * نيابى خوشتر از اين طعمه طعمه
طعام روح انسان است قرآن * طعام تن بود از آب و از نان
نگر در سوره رحمان كه انسان * بود در بين دو تعليم رحمان