پايدار و استوار نمىماند .
اين همه صنايع برّى و بحرى و فضايى شگفت ساختهء قطرات نطفهاند ؛ يعنى قطره نطفهاى در دو كارخانه حيرت اندر حيرت الهى كه يكى زهدان مادر عزيز و ديگر همين نشأه گرامى دنياى مشهود ما كه رحم دوم است ؛ چنان داراى صورت دلنشين و بينش و دانش اين چنين شده است كه اين همه صنايع شگفت از وى به منصّه ظهور رسيده است . در اين باره شيخ اجلّ سعدى چه نيكو سروده است :
ز ابر افكند قطرهاى سوى يم * ز صلب آورد نطفهاى در شكم
از آن قطره لؤلؤ لالا كند * و زاين صورتى سرو بالا كند
دهد نطفه را صورتى چون پرى * كه كرده است بر آب صورتگرى
اى عزيز اهل تميز ! نخست تأمّل بفرما كه چگونه قطره نطفهاى ، انسانى اين چنينى شده است :
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ * خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ * يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
( قرآن كريم سورهء طارق ) ؛ و پس از آن تدبّر بفرما ما كه چگونه به اختراع اين همه صنايع بو العجب دست يافته است ، و سپس تعقّل بفرما كه همه صنايع اين نطفه را دين و آيين است . آيا آن كس كه نطفهاى كذايى را چنين صورت و صنعت دلنشين چيرهدست مخترع و مبتكر صنايع حيرتآور به بار آورده است ، او را بىدين و بىآيين آفريده است ؟ !
اين دين و آيين صنعت شگفت انسان ، قرآن حكيم است . چند بيتى از بند يازدهم « دفتر دل » تقديم بداريم :
به بسم اللّه الرحمن الرحيم است * كه بينى نطفهاى درّ يتيم است
ببين از قطرهء ماء مهينى * فرشته آفريده دلنشينى
ز سير حبّي ماء حياتى * برويد ز ابتدا شاخ نباتى