تا در اين حدّ حيوانات نيز با انسان شريكاند . بعد از اين انسان از حيوان جدا مىشود ؛ مثلا غذايى معتدل و خوشبو و شيرين و لذيذ است ؛ همهء قوى از باصره و لامسه و شامّه و ذائقه اجازه دادهاند ؛ ولى انسان را قوّهاى فراتر از آنها به نام عاقله است و اجازه خوردن آن غذا را نمىدهد ، مىگويد اين مال حرام است ، اين غذايى است كه از گناه و ناشايست تهيه شده است ، اين لقمه نان مشتبه است . به فرموده سامى شيخ بهائى ( رحمة اللّه عليه ) در نان و حلوا :
لقمه نانى كه باشد مشتبه * خاك مىخور خاك بر آن دندان منه
عزيزم ! كشيك نفس بكش تا انسانى الهى شوى ، و در عداد مقرّبين درآيى و وارداتى آن سويى عايدت شود . به قول شيخ بزرگوار سعدى :
اگر لذّت ترك لذّت بدانى * دگر لذّت نفس لذّت نخواهى
جناب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم در مدينه با تنى چند به جايى مىرفت . در اثناى مسير جمعى را ديد كه گردن كشيدند ، صحنهاى را تماشا مىكنند . رسول خدا از آن واقعه استخبار فرمود . عرض كردند جوانانى « أشدّاء الحجر » با سنگهاى بزرگ وزنهبردارى و زورآزمايى مىكنند و مردم تماشا مىنمايند . رسول اللّه ( صلوات اللّه عليه ) فرمود :
مىخواهيد انسان توانا را به شما معرّفى كنم ؟ انسان توانا كسى است كه بر نفس خود مستولى باشد .
انسان بيدار و هوشيار صورت و سيرت رسول اللّه و أئمّهء اطهار ( صلوات اللّه عليهم ) را كه وسائط فيض الهى و موازين قسط انسانىاند ، سرمشق ترقّى و تعالى خود قرار مىدهد .
و بدان كه علم و عمل دو حقيقت انسان سازند و علم ، امام عمل است ، و اكنون هنگام تحصيل علم و اعتياد به عمل صالح آن عزيز است ، به انتظار فردا مباش كه به فرمودهء انسان آگاهى :
در جوانى به خويش مىگفتم * شير شير است گرچه پير بود
تا به پيرى رسيدهام ديدم * پير پير است گرچه شير بود