اصل 34 . طلب مجهول مطلق محال است .
اصل 35 . از آنجايى آمديم كه اوّل كار بود ؛ زيرا چون علم مىآموزيم ، پيشتر مىرويم .
اصل 36 . فكر حركت نفس ناطقه است ؛ از مطلب به مبادى و دوباره از مبادى به مطلب .
اصل 37 . وعاى علم وعائى است كه به خلاف همه ظرفها هرچه علم در او بيشتر قرار گيرد ، گنجايش او بيشتر مىگردد و براى تحصيل علوم بالاتر و بيشتر آمادهتر مىشود .
اصل 38 . علم را با وعاء او يك نحو سنخيّت است .
اصل 39 . نفس ناطقه و مخرج او از نقص به كمال ، هر دو از موجودات ماوراى طبيعتاند .
اصل 40 . انسان بهترين طريق ، بلكه تنها طريق براى پى بردن به جهان هستى است .
اصل 41 . مادّى قائل به موجودى حقيقى و واقعى به نام ماده است ، بر خلاف سوفسطايى كه قائل به حقيقتى نيست .
اصل 42 . مادّى مادّه را موجودى ازلى و ابدى و وجود آن را واجب بالذات مىداند .
اصل 43 . هر صورت معقوله ، فعليّت محض و مبرّاى از مادّه و اوصاف و احوال مادّه است .
اصل 44 . وعاء تحقّق صور معقوله ، موجودى مبرّا از مادّه و اوصاف و احوال مادّه است .
اصل 45 . هر يك از قوّه خيال و صور خيالى را تجرّد برزخى است .
اصل 46 . هر يك از نفس ناطقه و مخرج او از نقص به كمال ، موجودى وراى مادّهاند .
اصل 47 . هر فرد انسان را يك شخصيت و هويّت است كه جميع قواى او شئون همان هويّت واحده اوست ، و همه آثار وجوديش از آن منبعث مىشود ؛ اگرچه
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٠٩