تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
( اجزاى لا يتجزّاى ) آفتاب است و بايد ممنون بود كه آفتاب هنوز سرد نشده است و اهتزاز آطومى دارد . تا آنجا كه دامنهء تحقيقات مىرسد ، حرارت آفتاب نسبت به زمين تخفيفى نيافته است ؛ هنوز پيش روشنى آفتاب همه چراغها كورند . روشنترين چراغها را كه پشت آفتاب نگاه بدارند ، تاريك مىشوند و لو اينكه در خارج چشم را بزند . سيصد هزار بدر لازم است كه روشنى آفتاب را بدهد ؛ حال چه بايد گفت كه روشنى زيريوس ( شعراى يمانى ) هشتصد ميليون برابر روشنايى آفتاب است . از نعمتهاى بىمنّت روشنى و گرماى آفتاب است كه غنى و فقير از آن بهره‌مندند ، كواكب همه سهم مىبرند ، و شايد به عوالم ديگر هم اثرى از وجود آفتاب مىرسد ، اگر اثرى نمىبخشد . اگر كلّ حرارت خورشيد در ذرع مربعى چند جمع شود ، همه موتورهاى روى زمين را كافى است ، اگر آن چند ذرع آتش نگيرد و خيلى شكر دارد كه اين طور نيست . تخمين حرارت آفتاب تا به حال مقدور نشده است و دور نيست كه من بعد هم مقدور نشود . ارتفاع آفتاب در اول تابستان 78 است ، و در اول زمستان 31 و قوّت روشنايى به نسبت جيب درجهء تابش . نسبت تابش در تابستان و زمستان طهران چه خواهد بود ؟ فرض كنيم ضوء آفتاب زمستان را م ، و ضوء آفتاب تابستان را ص اين فكر براى بشر آمده است كه اگر روزى افتاب مثل كواكب ، كه پاره‌هاى اويند ، سرد شود ، چه خواهد شد ؟ همه يخ خواهند كرد ؛ طور ديگرى نخواهد شد . تغيير رنگ بعض ثوابت دلالت دارد بر تحوّل كلّى در كيفيّات آنها . يك قول هم اين است كه شايد خاموش شده‌اند . فرضا به قواعدى كه در دست است و امثالى كه موجود است ، بشود حكم كرد كه پس از مليونها سال ، آفتاب ديگر چشمهء جهانتاب نباشد ؛ امروز چه غم بايد خورد .