ب ) حدوث زمانى عالم طبيعى است .
ج ) حشر جسمانى يعنى معاد جسمانى نفس انسانى است .
د ) ربط متغيّر به ثابت قديم است .
ه ) ربط حادث به قديم است .
و ) معرفت به توحيد صمدى است .
ر ) بطلان تناسخ و أشباه آن است .
ح ) حشر جمادات و نباتات است .
ط ) توجّه به معنى واقعى و حقيقى زمان است كه آن كميّت و مقدار حركت جوهر عالم طبيعت است .
ى ) اثبات مثال صعودى انسان است .
يا ) فهم بسيارى از اسرار آيات و روايات است .
يب ) وصول به غايات و استكمالات ذاتيّه براى طبيعيات است .
يج ) معرفت به فوق وحدت عدديه بودن نفس ناطقه انسانى است .
يد ) علم به مقام وحدت جمعيّه نفس ناطقه انسانى است .
يه ) اينكه صورت نوعيّه در انسان واحد متفاضل الدرجات است .
يو ) حركت طبيعى جوهرى حركت حبّى و حيات و وجود است .
يز ) اين كه فعل طبيعت بالذات جز خير و صلاح نيست .
هر يك از مطالب ياد شده ، در كتاب ما ، گشتى در حركت ، كه مكرّر به طبع رسيده است ، مستدلّ و مبرهن شده است .
كلمهء 584
اساس عين و علم بر تثليث است ، و به عبارت ديگر : اساس انتاج در تعليم و تكوين تثليث است . اى عزير !
كتاب ما شرح فص حكمة عصمتيّة في كلمة فاطميّة را در شرح و تفصيل اين كلمه عليا اهميّت بسيار بسيار بسزاست ، و آن كتاب قويم قيّم به عدد حروف كريمه