(
monade
) « 1 » و لا يتجزّا (
iudivisible
) و بىامتداد (
inetendue
) كه عده آنها ولو در اجسام كوچك بىنهايت است . و صفاتى در اجزا ذكر كرده كه اينجا محل ذكر آن نيست .
سيم : عقيده بسكويچ اطريشى كه جسم مركب است از اجزاى لا يتجزّا ولى عده آنها متناهى است .
چهارم : عقيدهاى كه در كتب فيزيك مذكور است ؛ يعنى جسم مركب است از ذرّات صغار كه در مركبات به ملكول « 2 » و در اجسام بسيطه به اتم تعبير كردهاند و بعضى هر اتمى را مركب از دو جزء مثبت و منفى موسوم به الكترون و هر ملكولى را مركب از دو جزء مثبت و منفى موسوم به ايون دانستهاند .
پنجم : عقيده بسيارى فلاسفه جديد كه به متابعت ارسطو گويند جسم مركب است از ماده (
matiere
) و صورت
forme
« 3 » و چون اين عقيده در كتب فلسفى ما معروف است محتاج به شرح آن نيستيم .
بنابر عقيده دكارت تفاوت انواع جسم به حركت است و حركت را خداوند در جسم ايجاد مىكند . و به عقيده ديگران تفاوت آنها به طبيعت يا صورت نوعيه است كه در خود جسم است .
در حركت نيز دكارت عقيده دارد مخالف با ديگران ؛ چون تمام عالم به عقيده وى از اجسام متفق الحقيقه پر است و اگر يك جسم حركت كند بايد جزء مجاور آن تا آخر عالم حركت كند لذا دكارت حركت مستقيم را منكر گرديده مىگويد :
هامش
( 1 ) . مناد در عقيده وى به معناى بسيط حقيقى است ؛ زيرا كه از خداوند متعال هم به مناد تعبير كرده است . بطلان جزء لا يتجزّا در بين متكلمين و حكماى اسلام به ادله محكمه ثابت شده است چه متناهى و چه غير متناهى .
( 2 ) . ترجمه آن يا اتم به جزء لا يتجزا و جوهر فرد چنان كه در كتب عصرى واقع شده البته غلط است و موافق اصطلاح نيست .
( 3 ) . در فلسفه لاهر مىگويند : ماده و صورت ارسطو منافات با اتم فيزيك ندارد ؛ زيرا كه اتمها هم مركب هستند از قابليت و فاعليت يا قوه و فعل .