تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
چون بدر سماى صحو تابد * بدرى نشود هلال اى دوست شعر حسن از بيان حسنش * دارد سر انفعال اى دوست
علاوه اين كه : « الأعمال مرهونة بأوقاتها » ؛ فزونتر از آن : دأب داعى بر اين است كه نامه بايد به قدر توان ، چنان برشته نوشته درآيد كه خواندنى و ماندنى باشد . كيف كان ، ما را رساله‌اى به نام گنجينه گوهر روان است كه هنوز به حليت طبع متحلّى نشده است ؛ اينك با فراغ اندك صد كلمه از آن گنجينه را به مفاد مثل سائر : « از باغبان تره ، از چوپانان بره » و به مضمون كلام دائر : « إنّ الهدايا على مقدار مهديها » به حضور سركار به رسم هديه تقديم داشته‌ايم ، اميد است كه اين كلمات قدسى مفيد افتد ؛ چه اين كه به حكم حكيم : قل كل يعمل على شاكلته حسن خط دلارا و هنر قلمى جانفزا ، آيتى باهر در قداست نفس و طهارت سرّاند و نفس نفيس نازك‌بين ، و طبع لطيف ظريفكار است كه جمال جميل حقائق معانى ، و دقائق معارف را در طلعت زيباترين كسوت حروف ، و دل‌نشين‌ترين صورت نقوش تجلّى مىدهند ، و چنين نفس منيع و بديع است كه مستعدّ براى اعتلاى به ذروه كمالات انسانى است
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ . *
درباره الهىنامه سخن حضورى بايد . دعايم در حق شما مستدام است ، و دعاى خسته‌دلان مستجاب است . قم - حسن حسن‌زاده آملى 26 / 4 / 1366 ه ش

كلمهء 308

اين كلمه وجيزه‌اى گرانقدر در تدوين لغت عرب است : بسم الله الرحمن الرحيم إلهى اى آن كه آدمى را به گوهر بيان امتياز دادى ، و به تشريف دانش و فرهنگ شرف اختصاص بخشيدى ، بهترين لغتى كه كليد همه مشكلهاست و قفل دهان