تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١

كلمهء 307

اين كلمه نامه‌اى به شرح ذيل است : هو حضور فاضل بسيار گرانقدر ، و خطّاط هنرمند : استاد محمد رضا رضائيان ( زاده اللّه تعالى عزّا و شرفا ) . با تحيّت و سلام و دعاى خالصانه و بىپيرايه ، براى صدف خاطر عاطر آن عزيز صد كلمه يعنى : صد دانه درّ يك دانه از گنجينه گوهر روان اهداء شده است كه اگر مورد پسند افتد ما را بسنده است . جواب ما بدان جناب تاخير افتاد ، زيرا كه :
از كثرت اشتغال اى دوست * ما را نبود مجال اى دوست هر چند كه اشتغال ما هست * در خدمت قيل‌وقال اى دوست حاشا كه تعلّل و فتورى * از ما بشود خيال اى دوست آمد به زبان قلم كه گويد * يك شمّه ز شرح حال اى دوست نامه زده و ز صد فزونست * كزما شده است سؤال اى دوست در پاسخ نامه‌ها ببايد * يك هفته و ماه و سال اى دوست ضعف بدنست رو به قوّت * قوّت بسوى زوال اى دوست آن هم كه زمانه سخت با ما * باشد به سر جدال اى دوست از دست عدوى بد كنشت است * كشت همه پايمال اى دوست از قهر خداى لايزالى * ناگه رسدش و بال اى دوست از عزّت ذوالجلال باشى * با عزّت و با جلال اى دوست هم خطّ مبارك جميلت * افزون شودش جمال اى دوست مانى به هنر كه صد چو مانى * مات تو شوند و لال اى دوست يا رب كه رضائيان ما را * هرگز نبود ملال اى دوست در حصن امان و ايمنى باد * از دشمن بدسگال اى دوست