كلمهء 307
اين كلمه نامهاى به شرح ذيل است :
هو حضور فاضل بسيار گرانقدر ، و خطّاط هنرمند : استاد محمد رضا رضائيان ( زاده اللّه تعالى عزّا و شرفا ) .
با تحيّت و سلام و دعاى خالصانه و بىپيرايه ، براى صدف خاطر عاطر آن عزيز صد كلمه يعنى : صد دانه درّ يك دانه از گنجينه گوهر روان اهداء شده است كه اگر مورد پسند افتد ما را بسنده است . جواب ما بدان جناب تاخير افتاد ، زيرا كه :
از كثرت اشتغال اى دوست * ما را نبود مجال اى دوست
هر چند كه اشتغال ما هست * در خدمت قيلوقال اى دوست
حاشا كه تعلّل و فتورى * از ما بشود خيال اى دوست
آمد به زبان قلم كه گويد * يك شمّه ز شرح حال اى دوست
نامه زده و ز صد فزونست * كزما شده است سؤال اى دوست
در پاسخ نامهها ببايد * يك هفته و ماه و سال اى دوست
ضعف بدنست رو به قوّت * قوّت بسوى زوال اى دوست
آن هم كه زمانه سخت با ما * باشد به سر جدال اى دوست
از دست عدوى بد كنشت است * كشت همه پايمال اى دوست
از قهر خداى لايزالى * ناگه رسدش و بال اى دوست
از عزّت ذوالجلال باشى * با عزّت و با جلال اى دوست
هم خطّ مبارك جميلت * افزون شودش جمال اى دوست
مانى به هنر كه صد چو مانى * مات تو شوند و لال اى دوست
يا رب كه رضائيان ما را * هرگز نبود ملال اى دوست
در حصن امان و ايمنى باد * از دشمن بدسگال اى دوست