همه از آهنيم اين از چه رويست * كه هريك را دگرگون رسم و خويست
تبسّم كرد استاد هنرور * بگفت اى ثانيه گرد محقّر
ز حد فكر تو برهان برونست * تو چون دانى كه راه و رسم چونست
مزن ما فوق محسوسات خود راى * ز پا افتى در اينجا گر نهى پاى
به حكمت بود هر كارى نمودم * كزين كم كرده بر آن يك فزودم
تو را فكرت به حكمت آشنا نيست * به كار حق ترا چون و چرا نيست .
اين بود آنچه كه از بيچوننامه به نقل آن تبرّك جستهايم . خداوند متعالى درجات مرحوم آقاى اخگر و نظاير وى را عالى گرداناد ، و آقاى مطيعى و اشباه وى را جزاى خير دهاد ، و به بهمنى و امثال وى توفيق هدايت و بيدارى مرحمت كناد .
برادر گراميم جناب آقاى حاج ابو الحسن ساروى بايد با نور علم و معرفت از روى طوع و رغبت در برابر نظام احسن عالم سر تسليم نهاد و گردن بندگى پيش كشيد كه وجود عالم بر اين نظام خير محض است و ايجاد آن كمال تامّ ، و واجب الوجود فياض على الاطلاق و جواد مطلق و خيّر محض ، و از خيّر محض جز نكويى نايد .
بندهء بيدار خداوند باش * بندگيش مىكن و خرسند باش
امر هيچ عقد و حلّى در نظام وجود در دست ما و وابسته به ما نيست تا دم از چون و چرا بزنيم .
آقاى عزيز خوشا به حال كسانى كه به خطاب
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ