( ص 96 - ط 1 چاپ سنگى ) .
مانند اين كلمه ساميه كلمات ديگر نيز از آن حضرت و از ديگر وسائط فيض الهى روايت شده است كه طائفهاى از آنها در صحف نورى راقم ، به خصوص در رساله لقاء الله نقل شده است . غرض اين است كه آنچه حكماى الهى در شأن وجود صمدى حق سبحانه فرمودهاند كه : « بسيط الحقيقة كلّ الوجودات و ليس بشىء منها » اصطلاح و تعبيرى است كه از اينگونه روايات مذكور استفاده شده است . و به فرموده متأله سبزوارى در تعليقهاى بر غرر :
انهم - يعنى الحكماء - في قولهم هذا : « البسيط كلّ الوجودات و ليس بشىء منها » و قولهم : « بالكثرة في الوحدة » لم يأتوا بغريب ، بل هذا مفاد قوله تعالى :
وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
، و قوله :
لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ
و أمثالهما . و في قولهم : « بالوحدة في الكثرة أشاروا إلى أن الوجودات روابط محضة ، و فقراء صرفة إليه ذاتا و صفة و فعلا ، كما قال تعالى :
أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ .
خداى سبحان توفيق فهم حقائق منطق وحى را مرحمت بفرمايد .
كلمهء 226
استاد بزرگوارم در رشتههاى ارثماطيقى از علم اوفاق و غيره شرّف الله نفسه الزكيّة روزى در اثناى تدريس برايم حكايت فرمود كه يكى از آشنايانم عقيم بود ، براى فرزنددار شدن از شخصى دستور العمل يك اربعين گرفت ، در اثناى رياضت اربعين تمثّلى برايش روى آورد كه ديد شمشير بزرگ برهنه بسيار تيزى در جلوى او نهادهاند ، و به او تفهيم كردهاند كه بنابراين است شما عقيم باشيد ، و اگر با ما سر جنگ داريد اين هم شمشير .
كلمهء 227
اگر بيوگرافى اين كمترين حسن حسنزاده آملى را در مصاحبات ديدهايد و شنيدهايد و يا در مجلّات و جرايد و ديگر نوشتهها خواندهايد ، در حقيقت