تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
هر آينه معنى آن شد كه شتر زنگى موى ترك ميان سپر سينه قوس گردن كه خوب و بيمانند بود .

بيت چهل يكم قصيده :

تافته ريسمان گيسوى دنبال او * او به حرير خطا درزى سوزن شكن
بافتگى و تافتگى موى شتر ممدوح را مىگويد و تعريف مىفرمايد كه چون گيسوى خوبان از دنباله مىكشيد و از حرير خطا غرضش جل او يا موى چون حرير او تواند بود و به مناسبت حرير خطائى او را در اين مرتبه درزى سوزن شكن گفته به واسطه خارها كه در وقت خوردن مىشكند . هر آينه معنى آن شد كه جمازه ايشان با گيسوى تافته چون ريسمان از دنباله بنازكشان در حرير خطا درزى سوزن‌شكن بود در بازار گلستان .

بيت چهل و دويم قصيده :

نار دوان در فراز آب روان در نشيب * باد وزان در كتام خاك گران در عطن
تيزى و تندى رفتار شتر را صفت مىنمايد كه در فراز رفتن مانند آتش تند بود ، در نشيب رفتار نمودن مانند آب روان مسارعت مىنمود . و كتام جمع كتم است يعنى در جاهاى پنهان همچون باد مىوزيد ، و عطن خوابگاه و آرامگاه شتر است . يعنى چون خاك در خوابگاه خود گران و ساكن بود . و صنعت اين بيت يكى آنجاست كه عناصر اربعه را در تعريف شتر به احسن وجه نقاب از چهره گشاده مانند اين بيت كه : نظم :
دشمن آتش نهاد باد پيما را بگوى * خاك بر سر كن كه آب رفته باز آمد به جوى

بيت چهل و سيم قصيده :

شسته به صابون دوش باقى اشنان چاشت * بوقلمون دلش بىكسل و بىشجن
غرض از صابون دوش عرق شتر است در محل راه رفتن و كف ظاهر كردن كه
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 346 | حسن حسن زاده آملى