تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
آسمان هدايت يعنى على بن موسى الرّضا است . و لجن در لغت عبارت از بيداريست و بيخوابى و شب‌زنده‌دارى . هر آينه معنى آن شد كه مرا بارگير طلب از بيدارى شب بر سر راه طوس برد زيرا كه راه مستقيم داشتم و راهبرى چون بيدارى و شب‌زنده‌دارى پيشواى من بود . نظم :
بىصلاى سحرى مرغ چمن بيدار است * حاجت بانگ زدن نيست دل آگه را

بيت سى و هشتم قصيده :

كشتى درياى خاك لنگر بيت شواك * در جبل و در مغاك خار خور و خاك كن
اين بيت مسجع در تعريف شتر آن شاهسوار ملك عربست كه سهيل آن چنين از كوه ناقه باعث انواع طربست [ كذا ] . غرض كه سطح خاك را به دريا تشبيه نموده كه كشتى آن دريا به واسطه قطع مسافت جمّازه باشد ، و به مناسبت كشتى او را لنگر نيز مىگويد . و لنگر بمعنى كرانيست . و خانه شواك و شوكت اشارت به بزرگى اوست كه عبارتست از وقار و تمكين شتر حضرت امام كه در جبل و در مغاك يعنى در كوه و مكان گودال ، خار مىخورد و بار مىبرد . نظم :
جهانگردى حليمى بردبارى * ز گلزار جهان قانع به خارى
هر آينه معنى بيت آن شد كه جمازهء آن حضرت كشتىآسا بود كه به درياى خاك رفتار مىنمود با همه گرانى و بزرگى در جبل و مغاك تاخته از گلزار قناعت به خار خورسندى ساخته بود .

بيت سى و نهم قصيده :

كرده ز خارا خمير همچو امير غدير * وز كف او پر فطير پشت تنور دمن
قصه خمير حضرت امير غدير آنچنان بود كه وقتى اصحاب راشدين به غزا
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 344 | حسن حسن زاده آملى