تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
كند ؟ ! و به حقيقت طبيبى كه تشريح نداند محال است كه بتواند تشخيص هرگونه مرض دهد و از عهده علاج آن برآيد . معالجه امراض بدون معرفت به علم تشريح ، ظنّى مىباشد نه يقينى . طبيبى كه تشريح نداند حالت او در معالجه معلوم است كه چه خواهد بود ؟ بقول متين ابو الحسن على بن ربن طبرى : « الطّبيب الجاهل مستحثّ الموت » « 1 » يعنى : پزشك نادان برانگيزاننده مرگ بيمار است . به مثل يك چشم پزشك اگر از تركيب جهاز چشم به خوبى آگاه نباشد ، نحوه معالجت او مر چشم بيمار را به چه صورت بايد بوده باشد ؟ ! مىدانيم كه تركيب ارگانيكى اعضاء و جوارح هر يك از دستگاههاى پيكر شگفت انسانى به صنعى آن چنان شايسته و بايسته ، آراسته و پيراسته است كه اگر مثلا به اندازه يك ميكرون
( micron )
خلل و انحراف و ناهنجارى در عدسه چشم پديد آيد ، يا چشم از بينايى بماند ، و يا از درست‌بينى باز ايستد و كاژ گردد . همان گونه كه قوه باصره براى انسان از جميع حواس پنجگانه ظاهر الزم و اوجب است و جهاز چشم مر او را آلت است ، و به تعبير لطيف على بن ربن طبرى در فردوس الحكمة : « إنّ العينين سراجا البدن » « 2 » - يعنى : دو چشم ، دو چراغ بدن‌اند - و بواسطه شرافتى كه چشم را است ايزد تعالى مقرّ و جايگاه آن را در بالاى اندام انسان قرار داد تا بر اطراف و اكنافش مشرف باشد و درست ديده‌بانى كند و انسان را از سقوط در مغاكها و وقوع در پرتگاهها و مانند آنها حفظ نمايد ، و از عثور بر شجر و حجر و برخورد بر اين و آن باز دارد ؛ و نيز او را در محفظه‌اى چند مقرّر داشت كه از آفات وقايع و حوادث محفوظ بماند ، و غشاء مقله را بسان شيشه‌اى كه بر روى جعبه ساعت تعبيه كنند محيط گردانيده ، و ابروان را حافظ ، و جفنين - يعنى دو پلك - را به جهت آن حاجب قرار داد كه همچو سرپوش در فوق و تحت مقله قرار گرفته‌اند تا در زمان حاجت باز ، و در غير ضرورت و لزوم بسته گشته ، چشم را از عاهات و عوارض و آسيبها مصون دارند ؛ همچنين چشم پزشك
هامش
( 1 ) - « عيون الأنباء في طبقات الأطباء » تأليف ابن ابى أصيبعه ، ج 2 ، ص 342 ، چاپ بيروت . ( 2 ) - « فردوس الحكمة في الطب » تأليف على بن سهل الطبرى ، ص 159 ، چاپ برلين .