الأمراض و تيسّر التّداوي . « 1 »
تشريح علمى است كه از اعضاى انسان و چگونگى تركيب آنها بحث مىكند ، و غايت و غرض آن امورى چند است از آن جمله معرفت به كمال صنع الهى و دست يافتن به علل امراض و درمان آنها به آسانى .
حقيقت امر اين است كه علم تشريح اساس علم طب است ، بقاى وجود علم شريف طبّ به قانون موزون علم تشريح برپا و استوار است ؛ لذا گفتهاند : طبيب بىبهره از تشريح به ندانستن علم طب شهره است ، و تهيدستان از علم تشريح از طب بجز افسون و دستانى در دست ندارند ، زيرا كه علم طب علمى را گويند كه بواسطه آن صحّت و اعتلال ابدان بشرى شناخته مىشود ، پس چگونه بدون علم تشريح بوقوع مىرسد ؟ !
بر اين مبنى كه اشاره كردهايم كه علم تشريح اساس علم طب است ، در غالب كتب طبّى علماى پيشين ما نخست در آغاز يكدوره تشريح و آثار و اعمال مترتّبه بر آن را كه امروز به واژه فرانسه فيزيولوژى
( physiologie )
گويند تعليم و تدوين كردهاند و پس از آن به مطالب و مسائل علم طبّ و جرّاحى پرداختهاند .
چنان كه قانون جناب شيخ رئيس ابو على سينا - شرّف اللّه نفسه - بر صدق مقالتم حجّتى بالغ است .
در واقع منزلت علم تشريح به علم طب به منزلت دانش ترازو - كه آن را علم ميزان و علم منطق نيز گويند - به حكمت و كلام اصيل اسلامى است كه در افتتاح كتب حكمت و كلام يكدوره دانش ترازو را كه ميزان استدلال است تحرير مىكردند و يس از آن علم حكمت و كلام را ؛ چنان كه باز اشارات و شفاى شيخ در قسم حكمت ، و مطالع و تجريد و تهذيب در كلام ، و بسيارى از كتب و رسائل ديگر در هر دو قسم بر مدّعاى ما شاهد عادلاند .
اگر طبيب در تشريح ماهر نباشد چگونه مىتواند تشخيص مرض دهد و طبابت
هامش
( 1 ) - « جامع العلوم فى اصطلاحات الفنون » ملقّب به « دستور العلماء » تأليف احمد نكرى چاپ بيروت ، ج 1 ، ص 293 .