خواجه آگاه است كه عدد اربعين در تكميل ناقصان دخلى عظيم دارد ، چه در عالم اسرارى عجيب است . مثلا اولوالعزم پنج تن و اصحاب كسا پنج تن ، وانگهى هر يك خامس اصحاب كساء ، و نماز واجب شبانه روز در پنج وقت ، آرى الأرواح جنود مجنّدة .
اربعين كليمى در پيش دارى
وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً
. . . « 1 » به هوش باش و اين كمترين را فراموش مكن .
سعدى مگر از خرمن اقبال بزرگان * يك خوشه ببخشند كه ما تخم نكشتيم
دل آيينه جمالنماى هو ، و سفينه درياى اوست . خود را باش كه يار طبيب دردمندان است . وه لسان الغيب چه خوش گفته است :
عاشق كه شد كه يار به حالش نظر نكرد * اى خواجه درد نيست و گرنه طبيب هست
خداى متعالى سينهات را طور سينا كند ، و ديده دلت را به نور لقايش رشك ضياء گرداند . بزرگان فرمودهاند : هر كه بعد از نماز صبح و مغرب هفت بار بسم اللّه الرّحمن الرحيم لا حول و لا قوة إلّا باللّه العلي العظيم ، و سى مرتبه سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه اكبر بگويد از جميع آفات و بليات در امان خداى تعالى است .
به مى سجّاده رنگين كن گرت پير مغان گويد * كه سالك بىخبر نبود ز راه و رسم منزلها
( حافظ )
تن به دنيا دار و دل به مولا تا نام او مونست شود و پيغام او آرامشت دهد كه دل عاشق به پيغامى بسازد . و حقيقت كشف اين است كه ميان دل و دلدار حجاب نبود . جهد كن كه در همه حال سرّت با يار بود نه در كوچه و بازار بخصوص در هنگام نماز كه « المصلّي يناجي ربّه » و مناجات بين دو كس است بنگر تا با كه نجوى دارى و دو بودن چگونه است ؟
العبد الآبق حسن حسنزاده آملى
ليله يكشنبه 23 شوال 1391 ه ق - 21 / 9 / 1350 ه ش
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف ( 7 ) : 140 .