آملى عرض كرده است : آقا آيا اين سيد احمد كربلائى كشميرى همان سيد احمد كربلائى معروف است ؟ فرمود ايشان غير از آن آقا بود . آن آقاى سيد احمد كربلائى را اصلا ما نديدهايم ، كه از شاگردان مرحوم ملا حسينقلى همدانى ، و از اساتيد حاج سيد على قاضى بود ، امّا اين آقا سيد احمد كربلائى كشميرى است و از شاگردان مرحوم قاضى بود و جوان مرگ شده است ، و آن آقا سيد احمد كربلائى استاد قاضى اصلا اصفهانى بود . آنگاه مرحوم آقاى آملى كرامتى از مرحوم آقاى كشميرى در گشودن قفل بستهاى حكايت فرمود كه در ص 64 دفتر خاطراتم مسطور است . « 1 »
يكى از مؤلفات علامه طباطبائى و سخنى چند از اعاظم علماء در پيرامون ولى اللّه اعظم امير المؤمنين على عليه السلام
يكى از مؤلّفات صاحب ترجمه ( استاد علامه طباطبائى ) رساله وجيز بسيار عزيز على و الفلسفة الالهيه است . در مقالهاى كه جناب استاد بمناسبت تأسيس كنگره هزاره نهج البلاغه در تهران ، ترقيم و ارسال بدان كنگره فرمود تكميل رساله مذكور را تمنّى كرد .
در آن مقاله نكتهاى بسيار بلند قريب به اين مضمون افاده فرمود كه در ميان جميع صحابه رسول اللّه ( ص ) از كسى جز امير المؤمنين على - عليه السلام - در بيان معارف حقه الهيه صاحب اينهمه گفتار بدينصورت كه نهج البلاغة نمونه بارز آنست نقل نشده است واحدى نشان نداده است .
راقم اين سطور متمسّك بذيل عنايت اهل ولايت حسن حسنزاده آملى چند جملهاى ديگر نيز از بعضى از اعاظم ديگر علماى اسلام درباره برهان الحكماء الالهيين امير المؤمنين حضرت وصىّ علىّ - عليه السلام - تقديم ميدارد :
هامش
( 1 ) - بالأخره در همين روز ( سهشنبه 9 تير 60 ) به وسيلهء دوست فاضل صاحبدلى كه در تهران تشريف داشتند از استاد علّامه طباطبائى تلفنى در اين موضوع سؤال شد ، در جواب فرمودند : « حق با فلانى ( يعنى اينجانب ) است ، و تعبير به استاد از جهت همان استاد استاد بودن مرحوم سيّد است » .