تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
استفراغ وسع كامل فرموده‌اند ، نظر بنفاست مطلب و دقّت بحث خالى از اغلاق و غموض نبود بغرض حفظ آثار بزرگان و قضاى حق اخذ و تربيت اين بنده ناچيز محمد حسين طباطبائى در اوراقى چند بنام تذييلات و محاكمات آورده و در روشن ساختن حق مطلب كوتاهى نكردم .
مگر صاحبدلى روزى برحمت * كند در حق درويشان دعائى
مرحوم سيّد اصلا اصفهانى بوده ولى نشو و نماى وى در كربلاى معلّى بوده و بعد از ادراك و رشد به تحصيل ادبيات پرداخته و چنانچه از انواع مراسلاتى كه بشاگردان و ارادت كيشان خويش نگاشته پيدا است قلمى شيوا و بيانى معجزآسا داشته پس از تكميل ادبيات وارد علوم دينيّه گرديده و سرانجام بحوزه درس مرحوم آخوند ملّا كاظم خراسانى - رضوان اللّه عليه - ملحق شده و دورهء تعلّم علوم ظاهرى را در تحت تربيت ايشان انجام داده و اخيرا در بوتهء تربيت و تهذيب مرحوم آية الحق و استاد وقت شيخ بزرگوار آخوند ملا حسينقلى همدانى - قدّس سرّه العزيز - قرار گرفته و ساليان دراز در ملازمت مرحوم آخوند بوده و از همگنان گوى سبقت ربوده و بالأخره در صف اول و طبقهء نخستين تلامذه و تربيت يافتگان ايشان مستقر گرديد و در علوم ظاهرى و باطنى مكانى مكين و مقامى امين اشغال نمود و بعد از درگذشت مرحوم آخوند در عتبهء مقدّس نجف اشرف اقامت گزيده و بدرس فقه اشتغال ورزيده و در معارف الهيه و تربيت و تكميل مردم يد بيضا نشان ميداد . جمعى كثير از بزرگان و وارستگان به يمن تربيت و تكميل آن بزرگوار قدم در دائره كمال گذاشته پشت پاى به بساط طبيعت‌زده و از سكّان دار خلد و محرمان حريم قرب شدند كه از آن جمله است سيّد اجل آيت حق و نادره دهر عالم عابد فقيه محدث شاعر مفلق سيد العلماء الربّانيين مرحوم حاج ميرزا على قاضى طباطبائى تبريزى متولد سال هزار و دويست و هشتاد و پنج هجرى قمرى و متوفاى سال هزار و سيصد و شصت و شش هجرى قمرى كه در معارف الهيّه و فقه حديث و اخلاق استاد اين ناچيز مىباشد - رفع اللّه درجاته السامية و أفاض علينا من بركاته - . سيّد بزرگوار صاحب ترجمه در سال هزار و سيصد و سى هجرى قمرى در