قرآن مجيد و كتب ادعيه و جوامع روائى ، سميع و بصير بسيار آمده است . و در همه رواياتى كه از خاصّه و عامّه كه به طرق و صور گوناگون در احصاى نود و نه اسم الهى مأثور است كه : إنّ للّه تسعة و تسعين اسما من دعا بها استجيب له ، و من أحصاها دخل الجنة ، اين دو اسم شريف آمده است . و با اين كه در احصاى بعضى از اسماى الهى اختلاف دارند در اين دو اسم متفقاند . و لكن در هيچ آيت و روايتى و در هيچ دعاى مأثورى اسم لامس و ذائق و شامّ بر حق تعالى اطلاق نشده است .
سميع و بصير از ائمه سبعه اسماى حسناى الهىاند كه عبارات از حىّ و عالم و مريد و قادر و سميع و بصير و متكلماند ، و حىّ امام ائمه است ، و اراده چون بالا برود علم است . و همچنين صفات آنها ائمه سبعه صفاتاند كه عبارت از حيات و علم و اراده و قدرت و سمع و بصر و كلام است .
قواى لامسه و ذائقه و شامّه توغّل در مادّه دارند ؛ علاوه اين كه آنچه در تدبير نظام و حفظ انتظام امور مردم براى سلطان حكيم مدبّر لازم است تا آحاد اجتماع را در مسير كمال و خطّه عدل وادارد ، و آنان را از هرج و مرج و طغيان و عصيان و تجاوز باز بدارد اين است كه بدانند سلطان به اوضاع آنها بصير و به احوالشان ناظر و به گفتههايشان سميع است ؛ پس بدانچه گفتهايم در اطلاق سميع و بصير بر حق سبحانه تدبّر شود . تفصيل بحث را در باب هفتم رساله ما به نام كلمه عليا در توقيفيّت أسماء طلب بايد كرد .
كلمهء 155
در رساله اعتقاداتم گفتهام :
اعتقاد من اين است كه صحف علوم عقلى و عرفانى اساسى و اصيل ، تفسير انفسى خطاب محمّدى و كشف تامّ احمدىاند - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - كه بدون دراست و تعليم و تعلّم آنها فهم اسرار نهفته در آيات و روايات براى نفوس غير مكتفيه حاصل نمىشود فافهم .