يونس - عليه السلام - شباهتهاست : چنان كه خداوند يونس را در دريا به حوت مبتلا كرد نفس را به تعلّق در جسم مبتلا نموده است . و چنان كه يونس در ظلمات ندا كرد كه لا إله الا أنت سبحانك اني كنت من الظالمين و خداوند در حق او فرمود :
وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
، همچنين نفس در عين ظلمت طبيعت و بحر هيولانى و جسم ظلمانى به ربّ خود توجّه نموده است ، پس وحدانيّت و فردانيّت حق براى او منكشف شده است و به آن اقرار نموده است و به عجز و قصور خود اعتراف كرده است ، پس خداوند او را از مهالك طبيعت نجات داده است و در انوار شريعت و طريقت و حقيقت داخل نموده است كه اين سه در مقابل آن ظلمات ثلاث كه ظلمات طبيعت و بحر هيولانى و جسم ظلمانى مىباشند مقابله كردهاند . حديث رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - است كه الشريعة أقوالي ، و الطريقة أفعالي ، و الحقيقة احوالي و خداوند به نفس ناطقه نعيم روحانى را در عين جحيم جسمانى روزى كرده است .
و نيز مقارنه كلمه يونسى با حكمت نفسى از مناسبات ديگر بين نفس و يونس است كه حوت رحم ، نطفهء مشتمل بر روحانيت نفسى كه انوار آن مجرد است مىبلعد ، و در ظلمات ثلاثى كه يكى رحم و ديگر مشيمه و ديگر پوست نازكى است كه در آن جنين قرار مىگيرد . و نيز از جهت ديگر مناسباتى كه آن را راسخون در علم مىدانند .
دلفين را ماهى يونس گويند .
در حيات الحيوان دميرى آمده است كه :
الدلفين دابّة في البحر تنجى الغريق تمكّنه من ظهرها ليستعين به على السباحة .
و هو دابة تنجى الغريق و هو كثير بأواخر نيل مصر من جهة بحر الملح . و هو اذا ظفر بالغريق كان أقوى الأسباب في نجاته لأنه لا يزال يدفعه الى البرّ حتى ينجيه . و من طبعه الأنس بالناس و خاصة بالصبيان . « 1 »
هامش
( 1 ) - « حياة الحيوان » باب الدال المهملة ، چاپ رحلى .