دوم اين كه متن فرموده امام - عليه السلام - روشن و آشكارا ، از چند ضرب شكل اول قياس صورت مىگيرد به نحوى كه نتيجه شكل قبل ، مقدمه شكل بعد مىگردد چنان كه با اندك التفات نظر به خوبى دانسته مىشود ، بدين وجه :
صغراى قياس : « هر كس طباع او معتدل باشد مزاج اوصافي گردد » ، و كبراى قياس : « و هر كس مزاجش صافى باشد اثر نفس در وى قوى گردد » ، نتيجه اين كه : « هر كس طباع او معتدل باشد اثر نفس در وى قوى گردد » .
دوباره اين نتيجه ، صغراى قياس ديگر شده است بدين صورت : « هر كس اثر نفس در وى قوى گردد به سوى آنچه كه ارتقايش دهد بالا رود » ، « و هر كس به سوى آنچه ارتقايش دهد بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد » ، نتيجه اين كه :
« هر كس اثر نفس در وى قوى گردد به اخلاق نفسانى متخلق گردد » .
و باز اين نتيجه در قياس بعد به كار رفته است بدين شكل : « هر كس به اخلاق نفسانى متخلق گردد موجودى انسانى شود » ، « و هر كس كه موجودى انسانى شود فرشته خوى و استوار است » ، « پس هر كس كه به اخلاق نفسانى متخلق گردد فرشته خوى و استوار است » .
اين مطلب همانست كه در آغاز فصل دوم رساله قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند گفتهايم :
گفتار بىدليل را چه ارج و بهاست و چه كسى آن را پذيراست ؟ آن آيت قرآن كه برهان نيست كدام است ؟ و آن روايت كه با راز دليل دمساز نيست به چه نام است ؟ « 1 »
رساله ياد شده ، دانش پژوه فرزانه را چراغى فراراه نيكبختى و رستگارى است .
سوم اين كه در اين حديث گرانقدر دوبار لفظ « موجود » آمده است ، در اين باره بسيار شايسته است كه كلمه چهلم اين كتاب : هزار و يك كلمه ملاحظه شود .
هامش
( 1 ) - « قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند » ص 15 ، چاپ اوّل .