مجرد بودن ، حدّ يقف نيز ندارد .
اما تجرداتم فوق تجرد عقلانى ، در تضاعيف مطالب مجلّدات اسفار در چند موضع گفته آمد ، و فصلى را بدان اختصاص نداده است . در اول فصل سوم باب هفتم نفس اسفار فرموده است :
إن النفس الانسانية ليس لها مقام معلوم في الهوية ، و لا لها درجة معينة في الوجود كسائر الموجودات الطبيعية و النفسية و العقلية التي كل له مقام معلوم ، بل النفس الانسانية ذات مقامات و درجات متفاوته ، و لها نشئات سابقة و لا حقة ، و لها في كل مقام و عالم صورة أخرى « 1 » .
لازمه اين سخن اين است كه نفس مجرد از ماهيت است ، چنان كه مجرد از ماده و احكام ماده در مقام تعقل است .
اين بود سخن در اقسام تجرد نفس ناطقه كه نفس در ابتداء به مرحله تجرد برزخى در مقام خيال مىرسد و پس از آن تجرد عقلى مىيابد كه به ادراك حقايق مرسله ، و معارف مطلقه و انوار كليه « به كلّي سعي قادر و نائل مىشود . اين حقايق مرسله و معارف مطلقه نوريه به كلى از اوصاف و احكام مقيد به قيد ماده طبيعى ، و از اشباح و اشكال محدود به حدّ صورت تجرّد برزخى خيالى مبرّىاند نه احيازى براى آنها است و نه اوزانى و نه ديگر احوال موجود مادّى خارجى . و مجرد به تجرد برزخى ، علاوه اين كه نفس را مقام فوق تجرّد كه مقام لايقفى است نيز مىباشد ، يعنى نفس از سائر موجودات ممتاز است به اين كه در يك حدّ ثابت نيست و مجرد از ماهيّت نيز هست .
سه عين 22 تا 24 عيون مسائل النفس و شرح آن سرح العيون في شرح العيون هر يك جداگانه در اقسام تجرد نفس است . عين 22 تا 24 ، به ترتيب بدين عناوين است :
« عين في اثبات تجرد النفس الانسانية تجردا غير تام » ؛ « عين في تجرد النفس الناطقة الإنسانية تجردا تاما عقليا » ؛ « عين في أن للنفس الناطقة الانسانية فوق
هامش
( 1 ) - « اسفار » ج 4 ، ص 83 ، رحلى ، چاپ سنگى .