تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
شده است ؟ و هركس از مرگ مىترسد در واقع از خودش مىترسد .
مرگ هريك اى پسر همرنگ اوست * آينه صافى يقين همرنگ اوست اى كه مىترسى ز مرگ اندر فرار * آن ز خود ترسانى اى جان هوش‌دار زشت روى تست نى رخسار مرگ * جان تو همچون درخت و مرگ برگ از تو رسته است ار نكويست ار بدست * ناخوش و خوش هم ضميرت از خودست گربه خارى خسته‌اى خود كشته‌اى * ور حرير و قزدرى خورد رشته‌اى
و چون موت فناء و عدم نيست بلكه جدايى او از غير خودش و انتقال او از نشاه‌اى به نشاه ديگر است ، در آيات قرآنى تعبير به وفات شده است نه فوت ، و وفات اخذ شى بتمامه است و توفاه الله اى قبض روحه ، و اگر احيانا در روايتى تعبير به فوت شده است تعبير راوى است نه نبى و وصى ، و جناب شهيد ثانى قدس سره در درايه ( ص 16 ) فقط حديث شريف من كذب على متعمدا فليتبوا مقعده من النار را متواتر لفظى دانسته است آن هم به اين عبارت كه يمكن ادعاء تواتره .
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 531 | جمعى از نويسندگان