در حقيقت وجود به معنى مذكور .
ثانيا حقيقت مقابل مفهوم و حقيقت به اين معنى است كه صدر المتالهين در كتب خود به آن تصريح مىكند كه حقيقتى است مشكك و صاحب مراتب مرتبهاى واجب و مرتبهاى ممكن ، و مرتبه واجب مباين است با مرتبه ممكن به بينونت صفتى نه بينونت عزلى ، و غرض قيصرى از نفى تشكيك در حقيقت وجود نفى تشكيك است در حقيقت به معنى اول كه تشكيك در حقيقت به معنى اول راجع است به تشكيك در ظهورات نه در حقيقت پس منافاتى با آنچه از صدر المتالهين نقل كرديم ندارد .
اين بود كلام آنجناب قدس سره العزيز در جمع بين رايين نامبرده در تشكيك حقيقت وجود كه با اندك اختصارى نقل كردهايم ، و لكن با حق تدبر در آنچه تقديم داشتهايم حكم حق محقق مىگردد .
اگر كسى نامههايى را كه در ميان عارف شامخ مرحوم آقا سيد احمد كربلائى ، و حكيم راسخ مرحوم آقا محمد حسين كمپانى قدس سرهما الشريف كه هردو از افاخم و اعاظم علماى عصر اخير بودند در بيان گفتار شيخ فريد الدين عطار
دائما او پادشاه مطلق است * در مقام عز خود مستغرق است
او به سر نايذر خود انجا كه اوست * كى رسد دست خرد آنجا كه اوست
ردوبدل شد ، بنگرد مىبيند كه محور بيان مرحوم