ج - وجود حاصل بالفعل در مقابل بالقوه يعنى آنى كه در او قوه وجود است ، خواه اين وجود حاصل بالفعل وجود ثابت باشد يا نباشد . مثلا صورت به اين معنى حق است كه وجود حاصل بالفعل است ، ولى هيولى اولى كه او را قوه وجود است حق به اين معنى نيست .
د - وجود حاصل بالفعل ثابت در مقابل وجودى كه ثابت نيست ، خواه اين وجود بالفعل ثابت دائمى باشد و خواه نباشد .
ه - موجود بالفعل ثابت دائمى در مقابل آنى كه وجود او دائمى نيست ، خواه اين وجود ثابت دائمى دوام او از قبل خود او باشد و يا از غير او .
و - وجود بالفعل ثابت دائمى كه دوام وجودش از قبل خود اوست و وجود هرموجود و ثبات و دوام او به او است .
قول لا إله الا الله حق است كه مطابق با مخبر عنه است و اعتقاد به آن حق است كه مطابق با واقع است ، و اول تعالى حق است كه موجود بالفعل ثابت دائمى است و دوام وجودش به خود اوست و وجود هرموجود و ثبات و دوام آن به او است .
ز - موجودى كه بطلان در او راه ندارد كه واجب بالذات و واجب بالغير دائمى را شامل است و چنان كه بيان كردهايم بنابراين با بعضى از معانى گذشته متحد است .
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 438
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٣٨